contracted

[ایالات متحده]/kən'træktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاهش یافته در اندازه، تأسیس شده توسط توافق، مربوط به یک توافق رسمی.
Word Forms
زمان گذشتهcontracted
قسمت سوم فعلcontracted

عبارات و ترکیب‌ها

contracted employee

کارمند قراردادی

contracted service

خدمات قراردادی

contract with

قرارداد با

contract in

قرارداد در

labor contract

قرارداد کار

contract management

مدیریت قرارداد

breach of contract

نقض قرارداد

sales contract

قرارداد فروش

insurance contract

قرارداد بیمه

contract price

قیمت قرارداد

construction contract

قرارداد ساختمانی

under the contract

تحت قرارداد

employment contract

قرارداد کار

purchase contract

قرارداد خرید

sign a contract

قرارداد امضا کنید

by contract

طبق قرارداد

under contract

تحت قرارداد

psychological contract

قرارداد روانشناختی

contract terms

شرایط قرارداد

on contract

در قرارداد

service contract

قرارداد خدمات

social contract

قرارداد اجتماعی

جملات نمونه

He contracted a bad habit.

او یک عادت بد گرفت.

They contracted to build the new bridge.

آنها قرارداد ساخت پل جدید را امضا کردند.

a petty contracted idea

ایده متقن کوچک

He contracted a fever.

او تب گرفت.

They've contracted an agreement.

آنها یک توافقنامه منعقد کرده اند.

three people contracted a killer virus.

سه نفر یک ویروس کشنده گرفتند.

is contracted to "I 'll". "I will"

به "من خواهم کرد" خلاصه می شود. "من خواهم کرد"

My son's contracted a severe fever.

پسرم تب شدید گرفته است.

They have contracted to build a railway across Africa.

آنها قرارداد ساخت یک راه‌آهن در سراسر آفریقا را امضا کرده‌اند.

She had contracted an alliance with a wealthy man of rank.

او با یک مرد ثروتمند و با رتبه اتحاد برقرار کرده بود.

The bodybuilders contracted their biceps in unison.

بدنسازان به طور هماهنگ عضلات دو سر خود را منقبض کردند.

the patterns of social relationships contracted by men and women differ.

الگوهای روابط اجتماعی که توسط مردان و زنان منعقد شده اند متفاوت است.

he contracted a debt of £3,300.

او بدهی 3300 پوند داشت.

Their firm have contracted to build a double-purpose bridge across the river.

شرکت آنها قرارداد ساخت یک پل دو منظوره در سراسر رودخانه را امضا کرده است.

'I am' is usually contracted to 'I'm' in oral speech.

معمولاً در گفتار شفاهی، "من" به "من" خلاصه می شود.

The sick boy had an unhealthy flush and must have contracted pneumonia.

پسربدبخت رنگ پریدگی غیرطبیعی داشت و احتمالاً دچار پنومونی شده است.

The builders have contracted for three bridges this year.

سازندگان امسال برای ساخت سه پل قرارداد بسته‌اند.

How many of the companies have contracted in so far?

تا کنون چه تعداد از شرکت ها قرارداد منعقد کرده اند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید