| زمان گذشته | contracted |
| قسمت سوم فعل | contracted |
contracted employee
کارمند قراردادی
contracted service
خدمات قراردادی
contract with
قرارداد با
contract in
قرارداد در
labor contract
قرارداد کار
contract management
مدیریت قرارداد
breach of contract
نقض قرارداد
sales contract
قرارداد فروش
insurance contract
قرارداد بیمه
contract price
قیمت قرارداد
construction contract
قرارداد ساختمانی
under the contract
تحت قرارداد
employment contract
قرارداد کار
purchase contract
قرارداد خرید
sign a contract
قرارداد امضا کنید
by contract
طبق قرارداد
under contract
تحت قرارداد
psychological contract
قرارداد روانشناختی
contract terms
شرایط قرارداد
on contract
در قرارداد
service contract
قرارداد خدمات
social contract
قرارداد اجتماعی
He contracted a bad habit.
او یک عادت بد گرفت.
They contracted to build the new bridge.
آنها قرارداد ساخت پل جدید را امضا کردند.
a petty contracted idea
ایده متقن کوچک
He contracted a fever.
او تب گرفت.
They've contracted an agreement.
آنها یک توافقنامه منعقد کرده اند.
three people contracted a killer virus.
سه نفر یک ویروس کشنده گرفتند.
is contracted to "I 'll". "I will"
به "من خواهم کرد" خلاصه می شود. "من خواهم کرد"
My son's contracted a severe fever.
پسرم تب شدید گرفته است.
They have contracted to build a railway across Africa.
آنها قرارداد ساخت یک راهآهن در سراسر آفریقا را امضا کردهاند.
She had contracted an alliance with a wealthy man of rank.
او با یک مرد ثروتمند و با رتبه اتحاد برقرار کرده بود.
The bodybuilders contracted their biceps in unison.
بدنسازان به طور هماهنگ عضلات دو سر خود را منقبض کردند.
the patterns of social relationships contracted by men and women differ.
الگوهای روابط اجتماعی که توسط مردان و زنان منعقد شده اند متفاوت است.
he contracted a debt of £3,300.
او بدهی 3300 پوند داشت.
Their firm have contracted to build a double-purpose bridge across the river.
شرکت آنها قرارداد ساخت یک پل دو منظوره در سراسر رودخانه را امضا کرده است.
'I am' is usually contracted to 'I'm' in oral speech.
معمولاً در گفتار شفاهی، "من" به "من" خلاصه می شود.
The sick boy had an unhealthy flush and must have contracted pneumonia.
پسربدبخت رنگ پریدگی غیرطبیعی داشت و احتمالاً دچار پنومونی شده است.
The builders have contracted for three bridges this year.
سازندگان امسال برای ساخت سه پل قرارداد بستهاند.
How many of the companies have contracted in so far?
تا کنون چه تعداد از شرکت ها قرارداد منعقد کرده اند؟
contracted employee
کارمند قراردادی
contracted service
خدمات قراردادی
contract with
قرارداد با
contract in
قرارداد در
labor contract
قرارداد کار
contract management
مدیریت قرارداد
breach of contract
نقض قرارداد
sales contract
قرارداد فروش
insurance contract
قرارداد بیمه
contract price
قیمت قرارداد
construction contract
قرارداد ساختمانی
under the contract
تحت قرارداد
employment contract
قرارداد کار
purchase contract
قرارداد خرید
sign a contract
قرارداد امضا کنید
by contract
طبق قرارداد
under contract
تحت قرارداد
psychological contract
قرارداد روانشناختی
contract terms
شرایط قرارداد
on contract
در قرارداد
service contract
قرارداد خدمات
social contract
قرارداد اجتماعی
He contracted a bad habit.
او یک عادت بد گرفت.
They contracted to build the new bridge.
آنها قرارداد ساخت پل جدید را امضا کردند.
a petty contracted idea
ایده متقن کوچک
He contracted a fever.
او تب گرفت.
They've contracted an agreement.
آنها یک توافقنامه منعقد کرده اند.
three people contracted a killer virus.
سه نفر یک ویروس کشنده گرفتند.
is contracted to "I 'll". "I will"
به "من خواهم کرد" خلاصه می شود. "من خواهم کرد"
My son's contracted a severe fever.
پسرم تب شدید گرفته است.
They have contracted to build a railway across Africa.
آنها قرارداد ساخت یک راهآهن در سراسر آفریقا را امضا کردهاند.
She had contracted an alliance with a wealthy man of rank.
او با یک مرد ثروتمند و با رتبه اتحاد برقرار کرده بود.
The bodybuilders contracted their biceps in unison.
بدنسازان به طور هماهنگ عضلات دو سر خود را منقبض کردند.
the patterns of social relationships contracted by men and women differ.
الگوهای روابط اجتماعی که توسط مردان و زنان منعقد شده اند متفاوت است.
he contracted a debt of £3,300.
او بدهی 3300 پوند داشت.
Their firm have contracted to build a double-purpose bridge across the river.
شرکت آنها قرارداد ساخت یک پل دو منظوره در سراسر رودخانه را امضا کرده است.
'I am' is usually contracted to 'I'm' in oral speech.
معمولاً در گفتار شفاهی، "من" به "من" خلاصه می شود.
The sick boy had an unhealthy flush and must have contracted pneumonia.
پسربدبخت رنگ پریدگی غیرطبیعی داشت و احتمالاً دچار پنومونی شده است.
The builders have contracted for three bridges this year.
سازندگان امسال برای ساخت سه پل قرارداد بستهاند.
How many of the companies have contracted in so far?
تا کنون چه تعداد از شرکت ها قرارداد منعقد کرده اند؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید