unforeseeing

[ایالات متحده]/ʌn.fəˈsiː.ɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn.fɚˈsiː.ɪŋ/

ترجمه

adj. قادر به پیش بینی نیست; فاقد دور اندیشی

عبارات و ترکیب‌ها

unforeseeing consequences

پیامدهای پیش‌بینی‌نشده

unforeseeing decisions

تصمیمات غیرمنتظره

unforeseeing risks

خطرات غیرمنتظره

unforeseeing events

رویدادهای غیرمنتظره

unforeseeing actions

اقدامات غیرمنتظره

unforeseeing challenges

چالش‌های غیرمنتظره

unforeseeing outcomes

نتایج غیرمنتظره

unforeseeing factors

عوامل غیرمنتظره

unforeseeing changes

تغییرات غیرمنتظره

unforeseeing implications

پیامدهای غیرمنتظره

جملات نمونه

unforeseeing actions can result in missed opportunities.

اقدامات غیرمنتظره می‌توانند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شوند.

unforeseeing risks can jeopardize the entire project.

خطرات غیرمنتظره می‌توانند کل پروژه را به خطر بیندازند.

unforeseeing challenges can test our resilience.

چالش‌های غیرمنتظره می‌توانند مقاومت ما را به چالش بکشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید