unfortified

[ایالات متحده]/ʌnˈfɔːtɪfaɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈfɔrtɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مستحکم یا محافظت نشده; فاقد قدرت یا پایداری; غیر متمرکز یا ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

unfortified wine

شراب غیرتقویت‌شده

unfortified food

غذا غیرتقویت‌شده

unfortified cereal

غلات غیرتقویت‌شده

unfortified drink

نوشیدنی غیرتقویت‌شده

unfortified juice

آبمیوه غیرتقویت‌شده

unfortified powder

پودر غیرتقویت‌شده

unfortified milk

شیر غیرتقویت‌شده

unfortified beer

بیره غیرتقویت‌شده

unfortified tea

چای غیرتقویت‌شده

unfortified broth

آبگوشت غیرتقویت‌شده

جملات نمونه

the unfortified wine lacked the depth of flavor.

شراب غیرتقویت‌شده فاقد عمق طعم بود.

he prefers unfortified olive oil for its natural taste.

او روغن زیتون غیرتقویت‌شده را به دلیل طعم طبیعی ترجیح می‌دهد.

the unfortified cereal is a healthier choice.

غلات غیرتقویت‌شده یک انتخاب سالم‌تر هستند.

she bought unfortified juice to avoid added sugars.

او آبمیوه غیرتقویت‌شده خرید تا از مصرف قندهای اضافی جلوگیری کند.

unfortified foods can sometimes be more nutritious.

مواد غذایی غیرتقویت‌شده گاهی اوقات می‌توانند مغذی‌تر باشند.

they decided to use unfortified flour for the recipe.

آنها تصمیم گرفتند از آرد غیرتقویت‌شده برای دستور العمل استفاده کنند.

unfortified grains are often recommended for a balanced diet.

غلات غیرتقویت‌شده اغلب برای یک رژیم غذایی متعادل توصیه می‌شوند.

many health experts suggest choosing unfortified products.

بسیاری از متخصصان بهداشت انتخاب محصولات غیرتقویت‌شده را توصیه می‌کنند.

the chef prefers unfortified stock for its purity.

سرآشپز آبگوشت غیرتقویت‌شده را به دلیل خلوص آن ترجیح می‌دهد.

unfortified beer is often lighter and more refreshing.

بियर غیرتقویت‌شده اغلب سبک‌تر و تازه‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید