unfossilized remains
موجودیت غیرسنگیسازیشده
keeping it unfossilized
حفظ حالت غیرسنگیسازیشده
unfossilized bone
استخوان غیرسنگیسازیشده
unfossilized wood
چوب غیرسنگیسازیشده
relatively unfossilized
نسبتاً غیرسنگیسازیشده
unfossilized state
حالت غیرسنگیسازیشده
unfossilized samples
نمونههای غیرسنگیسازیشده
find unfossilized
یافتن غیرسنگیسازیشده
unfossilized material
مواد غیرسنگیسازیشده
still unfossilized
هنوز غیرسنگیسازیشده
the unfossilized remains were discovered in the cave.
بقایای نافسیلی در این غار کشف شدند.
unfossilized bone fragments can provide dna samples.
نمونههای استخوانی نافسیلی میتوانند نمونههای DNA را فراهم کنند.
scientists study unfossilized organic matter.
دانشمندان مادههای آلی نافسیلی را مطالعه میکنند.
the museum displayed unfossilized artifacts.
موزه اشیاء نافسیلی را نمایش داد.
unfossilized plant material decays quickly.
مواد گیاهی نافسیلی به سرعت فساد میکنند.
they found unfossilized footprints near the river.
آنها اثرپاهای نافسیلی را در نزدیکی رودخانه پیدا کردند.
unfossilized teeth are rare to find.
دندانهای نافسیلی نادر هستند.
the unfossilized shell was fragile.
پوسته نافسیلی شکننده بود.
researchers analyzed unfossilized tissue samples.
پژوهشگران نمونههای بافتی نافسیلی را تحلیل کردند.
unfossilized feathers preserve coloring patterns.
پرهای نافسیلی الگوهای رنگی را حفظ میکنند.
the unfossilized nest contained eggs.
تکیهگاه نافسیلی تخمها را در بر میگرفت.
unfossilized insects are seldom preserved.
حشرات نافسیلی به ندرت حفظ میشوند.
unfossilized remains
موجودیت غیرسنگیسازیشده
keeping it unfossilized
حفظ حالت غیرسنگیسازیشده
unfossilized bone
استخوان غیرسنگیسازیشده
unfossilized wood
چوب غیرسنگیسازیشده
relatively unfossilized
نسبتاً غیرسنگیسازیشده
unfossilized state
حالت غیرسنگیسازیشده
unfossilized samples
نمونههای غیرسنگیسازیشده
find unfossilized
یافتن غیرسنگیسازیشده
unfossilized material
مواد غیرسنگیسازیشده
still unfossilized
هنوز غیرسنگیسازیشده
the unfossilized remains were discovered in the cave.
بقایای نافسیلی در این غار کشف شدند.
unfossilized bone fragments can provide dna samples.
نمونههای استخوانی نافسیلی میتوانند نمونههای DNA را فراهم کنند.
scientists study unfossilized organic matter.
دانشمندان مادههای آلی نافسیلی را مطالعه میکنند.
the museum displayed unfossilized artifacts.
موزه اشیاء نافسیلی را نمایش داد.
unfossilized plant material decays quickly.
مواد گیاهی نافسیلی به سرعت فساد میکنند.
they found unfossilized footprints near the river.
آنها اثرپاهای نافسیلی را در نزدیکی رودخانه پیدا کردند.
unfossilized teeth are rare to find.
دندانهای نافسیلی نادر هستند.
the unfossilized shell was fragile.
پوسته نافسیلی شکننده بود.
researchers analyzed unfossilized tissue samples.
پژوهشگران نمونههای بافتی نافسیلی را تحلیل کردند.
unfossilized feathers preserve coloring patterns.
پرهای نافسیلی الگوهای رنگی را حفظ میکنند.
the unfossilized nest contained eggs.
تکیهگاه نافسیلی تخمها را در بر میگرفت.
unfossilized insects are seldom preserved.
حشرات نافسیلی به ندرت حفظ میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید