unframed

[ایالات متحده]/'ʌn'freimd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون قاب، بدون مرزها.

جملات نمونه

a big unframed abstract.

یک اثر انتزاعی بزرگ بدون قاب

The unframed artwork will be more affordable to purchase.

قطعه هنری بدون قاب مقرون به صرفه‌تر خواهد بود.

She prefers unframed photographs for a modern look in her home.

او ترجیح می‌دهد عکس‌های بدون قاب را برای داشتن ظاهری مدرن در خانه‌اش انتخاب کند.

The unframed mirror reflects light beautifully in the room.

آینه بدون قاب نور را به زیبایی در اتاق منعکس می‌کند.

Unframed posters are easy to change out for a fresh look.

پوسترهای بدون قاب را می‌توان به راحتی برای داشتن ظاهری جدید عوض کرد.

He decided to leave the canvas unframed for a more casual feel.

او تصمیم گرفت بوم را بدون قاب رها کند تا حس آرام‌تری داشته باشد.

The unframed window allows more natural light to enter the room.

پنجره بدون قاب اجازه می‌دهد نور طبیعی بیشتری وارد اتاق شود.

Unframed diplomas are easier to transport and display.

گواهینامه‌های بدون قاب را راحت‌تر حمل و نمایش می‌دهند.

She chose to keep the artwork unframed to maintain its raw beauty.

او تصمیم گرفت اثر هنری را بدون قاب نگه دارد تا زیبایی خام آن حفظ شود.

Unframed canvases give a more contemporary look to the space.

بوم‌های بدون قاب ظاهری مدرن‌تر به فضا می‌دهند.

The unframed painting seemed to blend seamlessly with the wall.

نقاشی بدون قاب به نظر می‌رسید که به طور یکپارچه با دیوار ترکیب شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید