unfriendliness

[ایالات متحده]/ʌnˈfrɛndlinəs/
[بریتانیا]/ʌnˈfrɛndlinəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت غیر دوستانه بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social unfriendliness

بی‌مهری اجتماعی

unfriendliness towards

بی‌مهری نسبت به

perceived unfriendliness

بی‌مهری ادراک‌شده

unfriendliness issue

مشکل بی‌مهری

unfriendliness behavior

رفتار بی‌مهری

unfriendliness in

بی‌مهری در

unfriendliness factor

عامل بی‌مهری

cultural unfriendliness

بی‌مهری فرهنگی

unfriendliness level

سطح بی‌مهری

unfriendliness trend

روند بی‌مهری

جملات نمونه

his unfriendliness made it difficult to approach him.

بی‌مهری او باعث شد که نزدیک شدن به او دشوار باشد.

the unfriendliness of the staff surprised us.

بی‌مهری کارکنان ما را شگفت‌زده کرد.

she mistook his unfriendliness for shyness.

او بی‌مهری او را با خجالت اشتباه گرفت.

unfriendliness can create a hostile environment.

بی‌مهری می‌تواند یک محیط خصمانه ایجاد کند.

his unfriendliness was evident in his tone.

بی‌مهری او در لحن صحبتش آشکار بود.

we need to address the unfriendliness in our community.

ما باید به بی‌مهری در جامعه خود رسیدگی کنیم.

the unfriendliness between the two groups was palpable.

بی‌مهری بین دو گروه قابل لمس بود.

unfriendliness can often lead to misunderstandings.

بی‌مهری اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his unfriendliness towards newcomers was noted.

بی‌مهری او نسبت به افراد جدید مورد توجه قرار گرفت.

unfriendliness is not conducive to teamwork.

بی‌مهری برای کار گروهی مناسب نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید