unfunded

[ایالات متحده]/ʌn'fʌndɪd/
[بریتانیا]/ʌn'fʌndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد تأمین مالی؛ بدون حمایت مالی؛ به‌طور موقت قرضی

جملات نمونه

deal with unfunded liabilities

رسیدگی به بدهی‌های پرداخت نشده

نمونه‌های واقعی

Meanwhile, it has more than $120 billion in unfunded liabilities, mostly for employee health and retirement costs.

در همین حال، بیش از 120 میلیارد دلار بدهی پرداخت نشده دارد که بیشتر مربوط به هزینه‌های بهداشت و بازنشستگی کارکنان است.

منبع: Past years' graduate entrance exam English reading true questions.

Britain's Conservative government plunged in the polls after markets punished its plan for unfunded tax cuts.

دولت محافظه‌کاران بریتانیا پس از اینکه بازارها طرح کاهش مالیات پرداخت نشده آن را مجازات کردند، در نظرسنجی‌ها سقوط کرد.

منبع: The Economist (Summary)

Markets reacted positively to the British government's decision to scrap most of its unfunded tax cuts.

بازارها به تصمیم دولت بریتانیایی برای لغو بیشتر طرح کاهش مالیات پرداخت نشده به طور مثبت واکنش نشان دادند.

منبع: The Economist (Summary)

After a cost-cutting defence review, Mr Hammond inherited a staggering 74 billion ($122 billion) of unfunded commitments from the last Labour government.

پس از بررسی دفاعی کاهش هزینه‌ها، آقای هموند 74 میلیارد دلار (122 میلیارد دلار) تعهدات پرداخت نشده را از دولت کارگر سابق به ارث برد.

منبع: The Economist (Summary)

Now, on Friday, we had this statement from the Prime Minister that she's now U-turned on half of the unfunded tax cuts.

اکنون، در روز جمعه، این اظهارات را از نخست‌وزیر داشتیم که اکنون در مورد نیمی از کاهش مالیات پرداخت نشده تغییر مسیر داده است.

منبع: Financial Times Podcast

The central bank is buying the bonds through a temporary programme it created after markets took fright at the government's plans for unfunded tax cuts.

بانک مرکزی اوراق قرضه را از طریق یک برنامه موقت خریداری می‌کند که پس از ترس بازار از برنامه‌های دولت برای کاهش مالیات پرداخت نشده ایجاد کرد.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

Britain made a spectacular entry into this financial purgatory in late September by unveiling plans for huge, unfunded tax cuts, sending the value of sterling crashing.

بریتانییا در اواخر سپتامبر با اعلام طرح‌های کاهش مالیات بزرگ و پرداخت نشده، به طرز چشمگیری وارد این دوزخ مالی شد و باعث سقوط ارزش پوند شد.

منبع: Economist Finance and economics

And we, Rachel Reeves and the shadow economic team, would not do any unfunded tax cuts, but they would keep the reverse of national insurance rise.

و ما، ریچل ریووز و تیم اقتصادی سایه، هیچ کاهش مالیات پرداخت نشده انجام نمی‌دهیم، اما افزایش بیمه ملی را حفظ خواهیم کرد.

منبع: Financial Times Podcast

British government-bond yields eased back to levels they were before unfunded tax cuts, now mostly scrapped, caused panic selling and prompted an intervention from the Bank of England in September.

بازدهی اوراق قرضه دولت بریتانیا به سطحی بازگشت که قبل از کاهش مالیات پرداخت نشده بود، که اکنون بیشتر لغو شده است، باعث فروش وحشیانه شد و مداخله بانک انگلیس را در سپتامبر تحریک کرد.

منبع: The Economist (Summary)

When the British government announced unfunded tax cuts a day later, fire-sales by pension funds caused the yield on government bonds (or " gilts" ) to spiral out of control.

وقتی دولت بریتانیا یک روز بعد کاهش مالیات پرداخت نشده را اعلام کرد، فروش وحشیانه توسط صندوق‌های بازنشستگی باعث شد که بازدهی اوراق قرضه دولتی (یا " گیلت ها") از کنترل خارج شود.

منبع: Economist Finance and economics

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید