ungenerosity

[ایالات متحده]/ʌnˌdʒɛnəˈrɒsɪti/
[بریتانیا]/ʌnˌdʒɛnəˈrɑːsɪti/

ترجمه

n. ویژگی نداشتن تمایل به دادن یا به اشتراک گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

ungenerosity breeds contempt

بی‌مواسات باعث تحقیر می‌شود

ungenerosity in giving

بی‌مواسات در بخشش

ungenerosity of spirit

بی‌روح بودن

ungenerosity towards others

بی‌مواسات نسبت به دیگران

ungenerosity is selfish

بی‌مواسات خودخواهانه است

ungenerosity can harm

بی‌مواسات می‌تواند آسیب برساند

ungenerosity reveals character

بی‌مواسات شخصیت را نشان می‌دهد

ungenerosity is unattractive

بی‌مواسات غیر جذاب است

ungenerosity stifles growth

بی‌مواسات رشد را خفه می‌کند

جملات نمونه

his ungenerosity surprised everyone at the charity event.

بی‌منظورتی او باعث تعجب همه در رویداد خیریه شد.

her ungenerosity was evident when she refused to share her resources.

بی‌منظورتی او زمانی که از به اشتراک گذاشتن منابع خود امتناع کرد، آشکار بود.

ungenerosity can lead to isolation and loneliness.

بی‌منظورتی می‌تواند منجر به انزوا و تنهایی شود.

the ungenerosity of the wealthy shocked the community.

بی‌منظورتی ثروتمندان جامعه را شوکه کرد.

his ungenerosity made him unpopular among his peers.

بی‌منظورتی او باعث شد که در بین همسالانش محبوب نباشد.

she was criticized for her ungenerosity towards those in need.

او به خاطر بی‌منظورتی‌اش نسبت به نیازمندان مورد انتقاد قرار گرفت.

ungenerosity can damage relationships and trust.

بی‌منظورتی می‌تواند روابط و اعتماد را از بین ببرد.

the ungenerosity of the company affected its reputation.

بی‌منظورتی شرکت بر شهرت آن تأثیر گذاشت.

his ungenerosity was a stark contrast to her generosity.

بی‌منظورتی او در تضاد آشکار با سخاوت او بود.

people often remember acts of ungenerosity more than kindness.

افراد اغلب اقدامات بی‌منظورتی را بیشتر از مهربانی به خاطر می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید