covetousness

[ایالات متحده]/ˈkʌv.ɪ.təs.nəs/
[بریتانیا]/ˈkʌv.ɪ.t̬əs.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طمع؛ تمایل بیش از حد به چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

covetousness leads

طمع منجر می‌شود

covetousness and greed

طمع و حرص

covetousness of wealth

طمع نسبت به ثروت

covetousness breeds discontent

طمع باعث نارضایتی می‌شود

covetousness is sin

طمع گناه است

covetousness corrupts

طمع فاسد می‌کند

covetousness destroys peace

طمع صلح را نابود می‌کند

covetousness is harmful

طمع مضر است

covetousness consumes

طمع مصرف می‌کند

جملات نمونه

his covetousness for wealth led him to make unethical choices.

شهرت برای ثروت او را به سمت انتخاب‌های غیراخلاقی سوق داد.

she struggled with feelings of covetousness towards her friend's success.

او با احساسات حسادت نسبت به موفقیت دوستش دست و پنجه نرم کرد.

the novel explores themes of covetousness and its consequences.

این رمان مضامین حسادت و عواقب آن را بررسی می‌کند.

his covetousness was evident when he admired the luxury cars.

حسادت او زمانی آشکار شد که ماشین‌های لوکس را تحسین می‌کرد.

covetousness can lead to a life filled with dissatisfaction.

حسادت می‌تواند منجر به زندگی پر از نارضایتی شود.

the covetousness of the king caused unrest in the kingdom.

حسادت پادشاه باعث ناآرامی در پادشاهی شد.

she realized that her covetousness was harming her relationships.

او متوجه شد که حسادتش به روابط او آسیب می‌رساند.

they warned him that covetousness could ruin his integrity.

آنها به او هشدار دادند که حسادت می‌تواند یکپارچگی او را از بین ببرد.

the story illustrates how covetousness can blind one's judgment.

داستان نشان می‌دهد که چگونه حسادت می‌تواند قضاوت یک فرد را کور کند.

his covetousness for power drove him to betray his allies.

شهرت برای قدرت او را به خیانت به متحدانش سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید