unharmed

[ایالات متحده]/ʌn'hɑːmd/
[بریتانیا]/ʌn'hɑrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون آسیب دیدن؛ ایمن؛ بدون صدمه.

جملات نمونه

The passengers were badly shocked but unharmed.

سرنشینان به‌شدت شوکه شده بودند اما آسیب‌ندیده بودند.

there was a reward if you were delivered unharmed to the nearest British post.

اگر سالم به نزدیک‌ترین دفتر پست بریتانیایی تحویل داده می‌شدید، جایزه وجود داشت.

In the Old Testament, a prophet who was swallowed by a great fish and disgorged unharmed three days later.

در عهد عتیق، یک پیامبر که توسط یک ماهی بزرگ بلعیده شد و سه روز بعد بدون آسیب تخلیه شد.

She emerged from the accident unharmed.

او از حادثه سالم بیرون آمد.

The firefighters rescued the family unharmed from the burning building.

آتش‌نشانان خانواده را سالم از ساختمان در حال سوختن نجات دادند.

Despite the car crash, the driver walked away unharmed.

با وجود تصادف، راننده سالم از آنجا دور شد.

The hiker was relieved to find his dog unharmed after a long search.

راهنمایان از یافتن سالم سگش پس از جستجوی طولانی احساس راحتی کردند.

The child fell off the swing but luckily was unharmed.

کودک از تاب خورد اما خوشبختانه آسیب‌ندیده بود.

The valuable artifacts were recovered unharmed after the robbery.

اشیای باارزش پس از سرقت سالم بازیابی شدند.

The diver resurfaced unharmed after exploring the underwater cave.

غواص پس از کاوش در غار زیر آب سالم به سطح آب بازگشت.

The pilot managed to land the plane unharmed despite engine failure.

خلبان با وجود خرابی موتور موفق به فرود سالم هواپیما شد.

The fragile vase arrived at its destination unharmed thanks to careful packaging.

با تشکر از بسته‌بندی دقیق، گلدان شکننده سالم به مقصد خود رسید.

The astronaut returned from space unharmed after a successful mission.

فضانورد پس از مأموریت موفقیت‌آمیز سالم از فضا بازگشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید