unhatched eggs
تخمهای بیرون نیامده
unhatched chicks
کاشتکهای بیرون نیامده
unhatched embryos
جفتهای بیرون نیامده
unhatched larvae
لاروهای بیرون نیامده
unhatched eggshells
پوست تخمهای بیرون نیامده
unhatched potential
ظرفیتهای بیرون نیامده
unhatched dreams
رویاهای بیرون نیامده
unhatched plans
برنامههای بیرون نیامده
unhatched ideas
ایدههای بیرون نیامده
unhatched futures
آیندههای بیرون نیامده
the unhatched eggs were carefully monitored for signs of life.
تخمهای بیرون نیامده به دقت برای نشانههای حیات مورد نظارت قرار گرفتند.
she found an unhatched bird egg in the nest.
او یک تخم پرنده بیرون نیامده را در لانه پیدا کرد.
the unhatched larvae will emerge in a few days.
لاروهای بیرون نیامده در عرض چند روز ظاهر خواهند شد.
scientists studied the unhatched embryos to understand their development.
دانشمندان جنینهای بیرون نیامده را برای درک رشد آنها مطالعه کردند.
he was excited to see the unhatched turtle eggs on the beach.
او از دیدن تخمهای لاکپشت بیرون نیامده در ساحل هیجان زده بود.
the unhatched chicks were kept warm in an incubator.
جوجههای بیرون نیامده در یک دستگاه جوجهکشی گرم نگه داشته شدند.
they discovered an unhatched dinosaur egg at the excavation site.
آنها یک تخم دایناسور بیرون نیامده را در محل حفاری کشف کردند.
the unhatched fish eggs floated in the water.
تخمهای ماهی بیرون نیامده در آب شناور بودند.
she carefully placed the unhatched eggs back in the nest.
او با دقت تخمهای بیرون نیامده را دوباره در لانه قرار داد.
the unhatched frog eggs changed color as they matured.
تخمهای قورباغه بیرون نیامده با رسیدن به بلوغ رنگ عوض کردند.
unhatched eggs
تخمهای بیرون نیامده
unhatched chicks
کاشتکهای بیرون نیامده
unhatched embryos
جفتهای بیرون نیامده
unhatched larvae
لاروهای بیرون نیامده
unhatched eggshells
پوست تخمهای بیرون نیامده
unhatched potential
ظرفیتهای بیرون نیامده
unhatched dreams
رویاهای بیرون نیامده
unhatched plans
برنامههای بیرون نیامده
unhatched ideas
ایدههای بیرون نیامده
unhatched futures
آیندههای بیرون نیامده
the unhatched eggs were carefully monitored for signs of life.
تخمهای بیرون نیامده به دقت برای نشانههای حیات مورد نظارت قرار گرفتند.
she found an unhatched bird egg in the nest.
او یک تخم پرنده بیرون نیامده را در لانه پیدا کرد.
the unhatched larvae will emerge in a few days.
لاروهای بیرون نیامده در عرض چند روز ظاهر خواهند شد.
scientists studied the unhatched embryos to understand their development.
دانشمندان جنینهای بیرون نیامده را برای درک رشد آنها مطالعه کردند.
he was excited to see the unhatched turtle eggs on the beach.
او از دیدن تخمهای لاکپشت بیرون نیامده در ساحل هیجان زده بود.
the unhatched chicks were kept warm in an incubator.
جوجههای بیرون نیامده در یک دستگاه جوجهکشی گرم نگه داشته شدند.
they discovered an unhatched dinosaur egg at the excavation site.
آنها یک تخم دایناسور بیرون نیامده را در محل حفاری کشف کردند.
the unhatched fish eggs floated in the water.
تخمهای ماهی بیرون نیامده در آب شناور بودند.
she carefully placed the unhatched eggs back in the nest.
او با دقت تخمهای بیرون نیامده را دوباره در لانه قرار داد.
the unhatched frog eggs changed color as they matured.
تخمهای قورباغه بیرون نیامده با رسیدن به بلوغ رنگ عوض کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید