unhelmeted rider
راننده بدون کلاه
being unhelmeted
بودن بدون کلاه
unhelmeted head
سر بدون کلاه
quite unhelmeted
خیلی بدون کلاه
unhelmeted cyclist
چرخنده بدون کلاه
found unhelmeted
پیدا شدن بدون کلاه
unhelmeted man
مرد بدون کلاه
unhelmeted children
کودکان بدون کلاه
riding unhelmeted
رانندگی بدون کلاه
seriously unhelmeted
جداﹰ بدون کلاه
the unhelmeted cyclist wobbled on the busy street.
سوارهساز بدون کلاهبند در خیابان پرتردد لرزید.
we warned the unhelmeted motorcyclist about the dangers of riding without protection.
ما به سوارهساز بدون کلاهبند در مورد خطرات راندن بدون حفاظت هشدار دادیم.
despite the law, many tourists were unhelmeted while scootering around the city.
هر چند قانون وجود داشت، بسیاری از گردشگران در حال حرکت با سکوتر در شهر بدون کلاهبند بودند.
the unhelmeted skateboarder fell and scraped his knee.
سوارهساز بدون کلاهبند از روی ترکپارک افتاد و زانویش را گرفت.
it's irresponsible to ride a scooter unhelmeted in a foreign country.
در یک کشور خارجی، سوارهسازی بدون کلاهبند بسیار غیرو مسئولیتکار است.
the security camera captured footage of an unhelmeted pedestrian crossing the road.
کامeras امنیتی فیلمبرداری از یک پیادهرو بدون کلاهبند که از روی خیابان عبور میکرد را ثبت کرد.
he was an unhelmeted runner, ignoring the potential for head injuries.
او یک دویدار بدون کلاهبند بود که از احتمال آسیبهای سر صرف نظر کرده بود.
the police gave the unhelmeted driver a warning about safety regulations.
پلیس به راننده بدون کلاهبند هشداری درباره قوانین ایمنی داد.
she felt vulnerable being an unhelmeted passenger on the back of a motorbike.
او احساس آسیبپذیری کرد زیرا به عنوان یک مسافر بدون کلاهبند روی دوچرخه موتور بود.
the unhelmeted child was riding a bike with his parents nearby.
کودک بدون کلاهبند در حال سوارهسازی روی دوچرخه بود و والدین او در نزدیکی او بودند.
he looked cool, but the unhelmeted man was risking serious injury.
او خنک به نظر میرسید، اما مرد بدون کلاهبند در معرض خطر آسیب جدی بود.
unhelmeted rider
راننده بدون کلاه
being unhelmeted
بودن بدون کلاه
unhelmeted head
سر بدون کلاه
quite unhelmeted
خیلی بدون کلاه
unhelmeted cyclist
چرخنده بدون کلاه
found unhelmeted
پیدا شدن بدون کلاه
unhelmeted man
مرد بدون کلاه
unhelmeted children
کودکان بدون کلاه
riding unhelmeted
رانندگی بدون کلاه
seriously unhelmeted
جداﹰ بدون کلاه
the unhelmeted cyclist wobbled on the busy street.
سوارهساز بدون کلاهبند در خیابان پرتردد لرزید.
we warned the unhelmeted motorcyclist about the dangers of riding without protection.
ما به سوارهساز بدون کلاهبند در مورد خطرات راندن بدون حفاظت هشدار دادیم.
despite the law, many tourists were unhelmeted while scootering around the city.
هر چند قانون وجود داشت، بسیاری از گردشگران در حال حرکت با سکوتر در شهر بدون کلاهبند بودند.
the unhelmeted skateboarder fell and scraped his knee.
سوارهساز بدون کلاهبند از روی ترکپارک افتاد و زانویش را گرفت.
it's irresponsible to ride a scooter unhelmeted in a foreign country.
در یک کشور خارجی، سوارهسازی بدون کلاهبند بسیار غیرو مسئولیتکار است.
the security camera captured footage of an unhelmeted pedestrian crossing the road.
کامeras امنیتی فیلمبرداری از یک پیادهرو بدون کلاهبند که از روی خیابان عبور میکرد را ثبت کرد.
he was an unhelmeted runner, ignoring the potential for head injuries.
او یک دویدار بدون کلاهبند بود که از احتمال آسیبهای سر صرف نظر کرده بود.
the police gave the unhelmeted driver a warning about safety regulations.
پلیس به راننده بدون کلاهبند هشداری درباره قوانین ایمنی داد.
she felt vulnerable being an unhelmeted passenger on the back of a motorbike.
او احساس آسیبپذیری کرد زیرا به عنوان یک مسافر بدون کلاهبند روی دوچرخه موتور بود.
the unhelmeted child was riding a bike with his parents nearby.
کودک بدون کلاهبند در حال سوارهسازی روی دوچرخه بود و والدین او در نزدیکی او بودند.
he looked cool, but the unhelmeted man was risking serious injury.
او خنک به نظر میرسید، اما مرد بدون کلاهبند در معرض خطر آسیب جدی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید