unsafe

[ایالات متحده]/ʌn'seɪf/
[بریتانیا]/ʌn'sef/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناامن; پرخطر; ناپایدار

عبارات و ترکیب‌ها

unsafe condition

وضعیت ناامن

جملات نمونه

The ice on that pond is unsafe for skating.

یخ آن برکه برای اسکیت سواری ناامن است.

The old bridge is unsafe, it should be condemned.

پل قدیمی ناامن است، باید محکوم شود.

an unsafe level of toxicity; a high level of frustration.

سطح ناایمن سمیت؛ سطح بالای سرخوردگی.

the cottage didn't look unsafe, but he had it surveyed.

کلبه ناامن به نظر نمی رسید، اما او آن را بررسی کرد.

The makers have recalled a lot of unsafe cars.

تولیدکنندگان تعداد زیادی خودروی ناامن را فراخوان کرده اند.

The rot spread quickly, rendering the bridge unsafe even for pedestrians.

فساد به سرعت گسترش یافت و پل را حتی برای عابران پیاده نیز ناامن کرد.

You should not have sold the car in that unsafe condition;sooner or later your misdeeds will come home to roost.

نباید آن ماشین را در آن وضعیت ناامن فروختی؛ دیر یا زود، اعمال نادرستت گریبان‌گیرت خواهد شد.

For many months local residents had been complaining that the building was unsafe, and that it was an accident waiting to happen.

برای چندین ماه، ساکنان محلی شکایت کرده بودند که ساختمان ناامن است و یک حادثه در انتظار وقوع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید