unheroic

[ایالات متحده]/ʌnhɪ'rəʊɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد قهرمانی، ترسو، غیرقابل یادآوری.

جملات نمونه

unheroic adj.

بی‌قهرمان صفت

"Who will remember, passing through this Gate,The unheroic Dead who fed the guns?

چه کسی به یاد خواهد داشت، هنگام عبور از این دروازه، سربازان بی‌قهرمان که توپ‌ها را تغذیه می‌کردند؟

His unheroic behavior during the crisis disappointed everyone.

رفتار بی‌قهرمانی او در طول بحران باعث ناامیدی همه شد.

The protagonist in the novel is portrayed as unheroic and flawed.

قهرمان داستان در رمان به عنوان بی‌قهرمان و دارای نقص به تصویر کشیده شده است.

She found his unheroic attitude towards his responsibilities frustrating.

او نگرش بی‌قهرمانی او نسبت به مسئولیت‌هایش را ناامیدکننده یافت.

The movie depicted the unheroic aspects of war.

فیلم جنبه‌های بی‌قهرمانی جنگ را به تصویر کشید.

His unheroic actions were deemed cowardly by his peers.

اقدامات بی‌قهرمانی او توسط همسالانش ترسناک تلقی شد.

The soldier's unheroic retreat was seen as a strategic move.

پس‌روی بی‌قهرمانی سرباز به عنوان یک اقدام استراتژیک تلقی شد.

The unheroic nature of the character made the story more realistic.

طبیعت بی‌قهرمانی شخصیت باعث شد داستان واقعی‌تر به نظر برسد.

Despite his unheroic appearance, he was a skilled negotiator.

با وجود ظاهر بی‌قهرمانی‌اش، او یک مذاکره‌کننده ماهر بود.

The team's unheroic defeat was a wake-up call for them to improve.

شکست بی‌قهرمانی تیم یک هشدار برای آن‌ها برای بهبود بود.

Her unheroic response to the challenge surprised everyone.

پاسخ بی‌قهرمانی او به چالش همه را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید