unhesitatingly

[ایالات متحده]/ʌn'hezəteitiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون تردید یا بی‌میلی، به طور قاطع و فوری.

جملات نمونه

She unhesitatingly jumped into the water to save the drowning child.

او بدون معطلی در آب پرید تا کودک غرق شده را نجات دهد.

He unhesitatingly accepted the job offer without any doubts.

او بدون هیچ تردیدی پیشنهاد شغلی را پذیرفت.

They unhesitatingly volunteered to help with the charity event.

آنها بدون معطلی داوطلبانه برای کمک به رویداد خیریه شدند.

The team unhesitatingly supported their captain's decision.

تیم بدون معطلی از تصمیم کاپیتان خود حمایت کرد.

She unhesitatingly spoke up against injustice.

او بدون معطلی در برابر بی‌عدالتی صحبت کرد.

He unhesitatingly confessed his mistake and apologized.

او اشتباه خود را اعتراف کرد و بدون معطلی عذرخواهی کرد.

The audience unhesitatingly applauded the talented performer.

تماشاچیان بدون معطلی به تشویع هنرمند با استعداد پرداختند.

She unhesitatingly offered her seat to the elderly lady on the bus.

او بدون معطلی صندلی خود را به بانوی مسن در اتوبوس پیشنهاد کرد.

He unhesitatingly defended his friend in front of the critics.

او بدون معطلی از دوست خود در برابر منتقدان دفاع کرد.

They unhesitatingly supported each other through difficult times.

آنها بدون معطلی از یکدیگر در دوران سخت حمایت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید