unifocal lens
چشمانداز یک نمونه
unifocal vision
بینایی یک نمونه
using unifocal
استفاده از یک نمونه
unifocal glasses
چشمبند یک نمونه
my unifocal
چشماندازم یک نمونه
unifocal prescription
recept یک نمونه
new unifocal
چشمانداز جدید یک نمونه
unifocal design
طراحی یک نمونه
unifocal power
قدرت یک نمونه
unifocal option
گزینه یک نمونه
my optician recommended unifocal lenses for reading.
دستگاه بینایی من چشمپزشکم توصیه کرد لăngسهای یکنقطهای را برای خواندن.
she prefers unifocal glasses over bifocals.
او بینشهای یکنقطهای را بهتر از بینشهای دو نقطهای دوست دارد.
the unifocal prescription was slightly stronger than last year.
نسخه یکنقطهای کمی قویتر از سال گذشته بود.
he uses unifocal contacts for clear distance vision.
او از تماسهای یکنقطهای برای دید واضح در فاصله استفاده میکند.
unifocal lenses correct nearsightedness effectively.
لăngسهای یکنقطهای به طور موثر نزدیکدیدگی را اصلاح میکنند.
the lab will produce the unifocal lenses next week.
آزمایشگاه هفته آینده لăngسهای یکنقطهای را تولید خواهد کرد.
i need a new unifocal prescription from the doctor.
من نیاز به یک نسخه جدید یکنقطهای از دکتر دارم.
unifocal glasses are a simple and affordable option.
بینشهای یکنقطهای یک گزینه ساده و قابل پرداخت هستند.
the patient requested unifocal lenses for computer use.
بیمار لăngسهای یکنقطهای را برای استفاده در کامپیوتر درخواست داد.
ensure the unifocal lens is properly centered in the frame.
مطمئن شوید که لăngس یکنقطهای به درستی در چارچوب قرار گرفته است.
she purchased unifocal reading glasses at the pharmacy.
او چشمبینیهای یکنقطهای را در داروخانه خرید.
unifocal lens
چشمانداز یک نمونه
unifocal vision
بینایی یک نمونه
using unifocal
استفاده از یک نمونه
unifocal glasses
چشمبند یک نمونه
my unifocal
چشماندازم یک نمونه
unifocal prescription
recept یک نمونه
new unifocal
چشمانداز جدید یک نمونه
unifocal design
طراحی یک نمونه
unifocal power
قدرت یک نمونه
unifocal option
گزینه یک نمونه
my optician recommended unifocal lenses for reading.
دستگاه بینایی من چشمپزشکم توصیه کرد لăngسهای یکنقطهای را برای خواندن.
she prefers unifocal glasses over bifocals.
او بینشهای یکنقطهای را بهتر از بینشهای دو نقطهای دوست دارد.
the unifocal prescription was slightly stronger than last year.
نسخه یکنقطهای کمی قویتر از سال گذشته بود.
he uses unifocal contacts for clear distance vision.
او از تماسهای یکنقطهای برای دید واضح در فاصله استفاده میکند.
unifocal lenses correct nearsightedness effectively.
لăngسهای یکنقطهای به طور موثر نزدیکدیدگی را اصلاح میکنند.
the lab will produce the unifocal lenses next week.
آزمایشگاه هفته آینده لăngسهای یکنقطهای را تولید خواهد کرد.
i need a new unifocal prescription from the doctor.
من نیاز به یک نسخه جدید یکنقطهای از دکتر دارم.
unifocal glasses are a simple and affordable option.
بینشهای یکنقطهای یک گزینه ساده و قابل پرداخت هستند.
the patient requested unifocal lenses for computer use.
بیمار لăngسهای یکنقطهای را برای استفاده در کامپیوتر درخواست داد.
ensure the unifocal lens is properly centered in the frame.
مطمئن شوید که لăngس یکنقطهای به درستی در چارچوب قرار گرفته است.
she purchased unifocal reading glasses at the pharmacy.
او چشمبینیهای یکنقطهای را در داروخانه خرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید