many unincarcerated individuals struggle to find employment after release.
بسیاری از افراد غیر محکوم به زندانی، پس از آزادی در یافتن کار دچار مشکل میشوند.
the study focuses on unincarcerated family members affected by incarceration.
این مطالعه روی اعضای خانوادهای که غیر محکوم به زندانی هستند اما تحت تأثیر زندانی قرار گرفتهاند، متمرکز است.
unincarcerated citizens have certain rights that prisoners do not.
افراد غیر محکوم به زندانی دارای حقوقی هستند که زندانیها ندارند.
the program helps unincarcerated youth stay out of trouble.
این برنامه به جوانان غیر محکوم به زندانی کمک میکند تا از مشکلات دوری کنند.
she is one of many unincarcerated parents raising children alone.
او یکی از والدین غیر محکوم به زندانی است که به تنهایی فرزندان خود را پرورش میدهد.
the unincarcerated community needs more support services.
جامعه افراد غیر محکوم به زندانی به خدمات حمایتی بیشتری نیاز دارد.
researchers are studying the mental health of unincarcerated spouses.
پژوهشگران به مطالعه سلامت روان همسران غیر محکوم به زندانی مشغول هستند.
unincarcerated relatives often bear the financial burden of incarceration.
نسبتهای غیر محکوم به زندانی اغلب بار مالی زندانی را تحمل میکنند.
the organization provides resources for unincarcerated individuals seeking education.
این سازمان منابعی را برای افراد غیر محکوم به زندانی که به آموزش دنبال میگردند، فراهم میکند.
unincarcerated taxpayers foot the bill for prison systems.
مالیاتپردازان غیر محکوم به زندانی هزینه سیستمهای زندان را پرداختارند.
the judge offered alternatives to keep the defendant unincarcerated.
دیوان به جایگزینهایی برای اینکه متهم غیر محکوم به زندانی بماند، پیشنهاد داد.
unincarcerated veterans face unique challenges reintegrating into society.
veteranهای غیر محکوم به زندانی با چالشهای منحصر به فردی در بازگشت به جامعه مواجه هستند.
the unincarcerated population continues to grow despite economic challenges.
جمعیت افراد غیر محکوم به زندانی با وجود چالشهای اقتصادی ادامه مییابد.
many unincarcerated individuals struggle to find employment after release.
بسیاری از افراد غیر محکوم به زندانی، پس از آزادی در یافتن کار دچار مشکل میشوند.
the study focuses on unincarcerated family members affected by incarceration.
این مطالعه روی اعضای خانوادهای که غیر محکوم به زندانی هستند اما تحت تأثیر زندانی قرار گرفتهاند، متمرکز است.
unincarcerated citizens have certain rights that prisoners do not.
افراد غیر محکوم به زندانی دارای حقوقی هستند که زندانیها ندارند.
the program helps unincarcerated youth stay out of trouble.
این برنامه به جوانان غیر محکوم به زندانی کمک میکند تا از مشکلات دوری کنند.
she is one of many unincarcerated parents raising children alone.
او یکی از والدین غیر محکوم به زندانی است که به تنهایی فرزندان خود را پرورش میدهد.
the unincarcerated community needs more support services.
جامعه افراد غیر محکوم به زندانی به خدمات حمایتی بیشتری نیاز دارد.
researchers are studying the mental health of unincarcerated spouses.
پژوهشگران به مطالعه سلامت روان همسران غیر محکوم به زندانی مشغول هستند.
unincarcerated relatives often bear the financial burden of incarceration.
نسبتهای غیر محکوم به زندانی اغلب بار مالی زندانی را تحمل میکنند.
the organization provides resources for unincarcerated individuals seeking education.
این سازمان منابعی را برای افراد غیر محکوم به زندانی که به آموزش دنبال میگردند، فراهم میکند.
unincarcerated taxpayers foot the bill for prison systems.
مالیاتپردازان غیر محکوم به زندانی هزینه سیستمهای زندان را پرداختارند.
the judge offered alternatives to keep the defendant unincarcerated.
دیوان به جایگزینهایی برای اینکه متهم غیر محکوم به زندانی بماند، پیشنهاد داد.
unincarcerated veterans face unique challenges reintegrating into society.
veteranهای غیر محکوم به زندانی با چالشهای منحصر به فردی در بازگشت به جامعه مواجه هستند.
the unincarcerated population continues to grow despite economic challenges.
جمعیت افراد غیر محکوم به زندانی با وجود چالشهای اقتصادی ادامه مییابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید