unindexed

[ایالات متحده]/ʌnˈɪndɛkst/
[بریتانیا]/ʌnˈɪndɛkst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر نمایه شده

عبارات و ترکیب‌ها

unindexed data

داده‌های فهرست‌بندی‌نشده

unindexed files

فایل‌های فهرست‌نشده

unindexed content

محتوای فهرست‌نشده

unindexed records

ثبت‌نام‌های فهرست‌نشده

unindexed entries

ورودهای فهرست‌نشده

unindexed documents

اسناد فهرست‌نشده

unindexed items

موارد فهرست‌نشده

unindexed pages

صفحه‌های فهرست‌نشده

unindexed queries

پرسش‌های فهرست‌نشده

unindexed images

تصاویر فهرست‌نشده

جملات نمونه

the document remains unindexed in the database.

سند همچنان در پایگاه داده فهرست‌بندی نشده باقی مانده است.

many unindexed articles can be found online.

بسیاری از مقالات فهرست‌نشده را می‌توان به صورت آنلاین یافت.

unindexed data may lead to inefficient searches.

داده‌های فهرست‌نشده ممکن است منجر به جستجوهای ناکارآمد شود.

we need to address the issue of unindexed files.

ما باید مشکل فایل‌های فهرست‌نشده را برطرف کنیم.

the search engine struggles with unindexed pages.

موتور جستجو با صفحات فهرست‌نشده مشکل دارد.

unindexed content can affect website visibility.

محتوای فهرست‌نشده می‌تواند بر دید وب‌سایت تأثیر بگذارد.

he found an unindexed book in the library.

او یک کتاب فهرست‌نشده را در کتابخانه پیدا کرد.

unindexed records require manual retrieval.

ثبت‌نام‌های فهرست‌نشده نیاز به بازیابی دستی دارند.

she was frustrated by the unindexed materials.

او از مواد فهرست‌نشده ناامید بود.

unindexed resources can be hard to locate.

یافتن منابع فهرست‌نشده ممکن است دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید