unindexed data
دادههای فهرستبندینشده
unindexed files
فایلهای فهرستنشده
unindexed content
محتوای فهرستنشده
unindexed records
ثبتنامهای فهرستنشده
unindexed entries
ورودهای فهرستنشده
unindexed documents
اسناد فهرستنشده
unindexed items
موارد فهرستنشده
unindexed pages
صفحههای فهرستنشده
unindexed queries
پرسشهای فهرستنشده
unindexed images
تصاویر فهرستنشده
the document remains unindexed in the database.
سند همچنان در پایگاه داده فهرستبندی نشده باقی مانده است.
many unindexed articles can be found online.
بسیاری از مقالات فهرستنشده را میتوان به صورت آنلاین یافت.
unindexed data may lead to inefficient searches.
دادههای فهرستنشده ممکن است منجر به جستجوهای ناکارآمد شود.
we need to address the issue of unindexed files.
ما باید مشکل فایلهای فهرستنشده را برطرف کنیم.
the search engine struggles with unindexed pages.
موتور جستجو با صفحات فهرستنشده مشکل دارد.
unindexed content can affect website visibility.
محتوای فهرستنشده میتواند بر دید وبسایت تأثیر بگذارد.
he found an unindexed book in the library.
او یک کتاب فهرستنشده را در کتابخانه پیدا کرد.
unindexed records require manual retrieval.
ثبتنامهای فهرستنشده نیاز به بازیابی دستی دارند.
she was frustrated by the unindexed materials.
او از مواد فهرستنشده ناامید بود.
unindexed resources can be hard to locate.
یافتن منابع فهرستنشده ممکن است دشوار باشد.
unindexed data
دادههای فهرستبندینشده
unindexed files
فایلهای فهرستنشده
unindexed content
محتوای فهرستنشده
unindexed records
ثبتنامهای فهرستنشده
unindexed entries
ورودهای فهرستنشده
unindexed documents
اسناد فهرستنشده
unindexed items
موارد فهرستنشده
unindexed pages
صفحههای فهرستنشده
unindexed queries
پرسشهای فهرستنشده
unindexed images
تصاویر فهرستنشده
the document remains unindexed in the database.
سند همچنان در پایگاه داده فهرستبندی نشده باقی مانده است.
many unindexed articles can be found online.
بسیاری از مقالات فهرستنشده را میتوان به صورت آنلاین یافت.
unindexed data may lead to inefficient searches.
دادههای فهرستنشده ممکن است منجر به جستجوهای ناکارآمد شود.
we need to address the issue of unindexed files.
ما باید مشکل فایلهای فهرستنشده را برطرف کنیم.
the search engine struggles with unindexed pages.
موتور جستجو با صفحات فهرستنشده مشکل دارد.
unindexed content can affect website visibility.
محتوای فهرستنشده میتواند بر دید وبسایت تأثیر بگذارد.
he found an unindexed book in the library.
او یک کتاب فهرستنشده را در کتابخانه پیدا کرد.
unindexed records require manual retrieval.
ثبتنامهای فهرستنشده نیاز به بازیابی دستی دارند.
she was frustrated by the unindexed materials.
او از مواد فهرستنشده ناامید بود.
unindexed resources can be hard to locate.
یافتن منابع فهرستنشده ممکن است دشوار باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید