uninspected

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈspɛktɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈspɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بررسی نشده یا چک نشده

عبارات و ترکیب‌ها

uninspected goods

کالا‌های بازرسی‌نشده

uninspected areas

مناطقی که بازرسی نشده‌اند

uninspected packages

بسته‌های بازرسی‌نشده

uninspected vehicles

وسایل نقلیه بازرسی‌نشده

uninspected shipments

ارسال‌های بازرسی‌نشده

uninspected items

موارد بازرسی‌نشده

uninspected sites

مکان‌های بازرسی‌نشده

uninspected equipment

تجهیزات بازرسی‌نشده

uninspected cargo

بار بازرسی‌نشده

جملات نمونه

the uninspected cargo was delayed at the port.

بارهای بازرسی‌نشده در بندر تاخیر داشتند.

uninspected vehicles can pose a safety risk on the road.

وسایل نقلیه بازرسی‌نشده می‌توانند خطرات ایمنی را در جاده ایجاد کنند.

they discovered uninspected areas in the factory.

آنها مناطق بازرسی‌نشده را در کارخانه کشف کردند.

the uninspected documents raised concerns among the staff.

مدارک بازرسی‌نشده نگرانی را در بین کارکنان برانگیخت.

uninspected shipments can lead to serious problems.

ارسال‌های بازرسی‌نشده می‌توانند منجر به مشکلات جدی شوند.

the inspector found several uninspected items during the audit.

بازرس اقلام بازرسی‌نشده متعددی را در طول ممیزی پیدا کرد.

uninspected food products can be harmful to consumers.

محصولات غذایی بازرسی‌نشده می‌توانند برای مصرف‌کنندگان مضر باشند.

they decided to address the issue of uninspected equipment.

آنها تصمیم گرفتند مشکل تجهیزات بازرسی‌نشده را رسیدگی کنند.

the report highlighted the risks of uninspected facilities.

گزارش خطرات تاسیسات بازرسی‌نشده را برجسته کرد.

uninspected areas of the building need immediate attention.

مناطق بازرسی‌نشده ساختمان نیاز به توجه فوری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید