uninspiringly

[ایالات متحده]/ˌʌnɪnˈspaɪərɪŋli/
[بریتانیا]/ˌʌnɪnˈspaɪrɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که الهام، شوق یا علاقه‌ای نمی‌انگیزد؛ بدون الهام یا شور.

عبارات و ترکیب‌ها

uninspiringly quiet

خیلی کم حیاتی

speaking uninspiringly

به طور کم حیاتی صحبت کردن

lived uninspiringly

به طور کم حیاتی زیستن

an uninspiringly dull

یک چیز کم حیاتی و خشک

uninspiringly bland

خیلی کم حیاتی و ساده

performing uninspiringly

به طور کم حیاتی اجرا کردن

writing uninspiringly

به طور کم حیاتی نویسندن

uninspiringly long

خیلی کم حیاتی و طولانی

he spoke uninspiringly

او به طور کم حیاتی صحبت کرد

it ran uninspiringly

آن به طور کم حیاتی اجرا شد

جملات نمونه

the presentation ended uninspiringly with a bland conclusion.

ارائه با یک نتیجه گویایی ختم شد.

he described the project’s progress uninspiringly, lacking enthusiasm.

او پیشرفت پروژه را با کمبود انگیزه توصیف کرد.

the room was decorated uninspiringly with generic artwork.

این اتاق با آثار هنری عمومی به طور غیر انگیزش‌بخش تزیین شده بود.

the movie began uninspiringly, failing to capture my attention.

فیلم با شروعی غیر انگیزش‌بخش آغاز شد و توجه من را جذب نکرد.

she spoke uninspiringly about the future, sounding rather pessimistic.

او با نگرشی ناامیدانه درباره آینده صحبت کرد.

the task was performed uninspiringly, showing a lack of dedication.

این کار با کمبود تعهد انجام شد.

the food was prepared uninspiringly, tasting like every other dish.

غذا به طور غیر انگیزش‌بخش آماده شد و مانند هر غذا دیگری می‌چشید.

the politician campaigned uninspiringly, failing to excite the voters.

سیاستمدار به طور غیر انگیزش‌بخش حمله‌نامه‌ای انجام داد و انتخابات کننده‌ها را به هیچ‌گونه انگیزه نرساند.

the essay was written uninspiringly, demonstrating limited original thought.

این مقاله به طور غیر انگیزش‌بخش نوشته شد و نشان دهنده فکر اصلی محدودی بود.

the building stood uninspiringly on the corner, a drab concrete structure.

این ساختمان به طور غیر انگیزش‌بخش در گوشه قرار داشت، یک ساختار بتنی خاکستری.

he waited uninspiringly for the bus, staring at the pavement.

او به طور غیر انگیزش‌بخش برای اتوبوس منتظر ماند و به زمین نگاه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید