unites

[ایالات متحده]/juːˈnaɪts/
[بریتانیا]/juˈnaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم پیوستن، ترکیب کردن، یا به یک موجودیت واحد آوردن؛ برای یک هدف مشترک به هم آمدن

عبارات و ترکیب‌ها

love unites

عشق متحد می‌کند

music unites

موسیقی متحد می‌کند

community unites

جامعه متحد می‌کند

hope unites

امید متحد می‌کند

culture unites

فرهنگ متحد می‌کند

faith unites

ایمان متحد می‌کند

team unites

تیم متحد می‌کند

friendship unites

دوستی متحد می‌کند

justice unites

عدالت متحد می‌کند

family unites

خانواده متحد می‌کند

جملات نمونه

the festival unites people from different cultures.

جشنواره مردمانی از فرهنگ‌های مختلف را متحد می‌کند.

music unites us in ways words cannot.

موسیقی ما را به روش‌هایی که کلمات نمی‌توانند متحد می‌کند.

education unites students with a common goal.

تحصیل دانشجویان را با یک هدف مشترک متحد می‌کند.

sports unites fans from all walks of life.

ورزش طرفداران را از همه طبقات زندگی متحد می‌کند.

the charity event unites the community for a good cause.

رویداد خیریه جامعه را برای یک هدف خوب متحد می‌کند.

shared experiences unites friends over time.

تجربیات مشترک دوستان را در طول زمان متحد می‌کند.

technology unites people across the globe.

فناوری مردم را در سراسر جهان متحد می‌کند.

love unites families no matter the distance.

عشق خانواده‌ها را مهم نیست فاصله‌اش متحد می‌کند.

the project unites experts from various fields.

پروژه متخصصان را از زمینه‌های مختلف متحد می‌کند.

shared values unites us as a society.

ارزش‌های مشترک ما را به عنوان یک جامعه متحد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید