joins us
به ما میپیوندد
joins in
در آن شرکت میکند
joins together
با هم میپیوندند
joining hands
دست به دست هم میدهند
joins the team
به تیم میپیوندد
joined forces
نیروهای متحد
joins the conversation
به گفتگو میپیوندد
joins the fun
به تفریح میپیوندد
joins the meeting
به جلسه میپیوندد
joins the party
به مهمانی میپیوندد
the team joins forces to tackle the challenging project.
تیم برای مقابله با پروژه چالشبرانگیز، متحد میشود.
she joins the conversation, eager to share her insights.
او با اشتیاق برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههای خود، به گفتگو میپیوندد.
he joins a local gym to improve his fitness.
او برای بهبود تناسب اندام خود، به یک باشگاه محلی میپیوندد.
the river joins the sea after a long journey.
رودخانه پس از یک سفر طولانی، به دریا میپیوندد.
our company joins hands with a new partner.
شرکت ما با یک شریک جدید، دستی به هم میدهند.
the path joins the main road further ahead.
مسیر، در ادامه به جاده اصلی میپیوندد.
he joins the online forum to discuss photography.
او برای بحث در مورد عکاسی، به انجمن آنلاین میپیوندد.
the two roads join to form a roundabout.
دو جاده به هم متصل میشوند تا یک دوراهی ایجاد کنند.
she joins a volunteer organization to help others.
او برای کمک به دیگران، به یک سازمان داوطلبانه میپیوندد.
the railway joins several towns across the region.
راهآهن چندین شهر در سراسر منطقه را به هم متصل میکند.
he joins the queue patiently waiting for his turn.
او با صبر و حوصله در صف میایستد و نوبت خود را منتظر است.
joins us
به ما میپیوندد
joins in
در آن شرکت میکند
joins together
با هم میپیوندند
joining hands
دست به دست هم میدهند
joins the team
به تیم میپیوندد
joined forces
نیروهای متحد
joins the conversation
به گفتگو میپیوندد
joins the fun
به تفریح میپیوندد
joins the meeting
به جلسه میپیوندد
joins the party
به مهمانی میپیوندد
the team joins forces to tackle the challenging project.
تیم برای مقابله با پروژه چالشبرانگیز، متحد میشود.
she joins the conversation, eager to share her insights.
او با اشتیاق برای به اشتراک گذاشتن دیدگاههای خود، به گفتگو میپیوندد.
he joins a local gym to improve his fitness.
او برای بهبود تناسب اندام خود، به یک باشگاه محلی میپیوندد.
the river joins the sea after a long journey.
رودخانه پس از یک سفر طولانی، به دریا میپیوندد.
our company joins hands with a new partner.
شرکت ما با یک شریک جدید، دستی به هم میدهند.
the path joins the main road further ahead.
مسیر، در ادامه به جاده اصلی میپیوندد.
he joins the online forum to discuss photography.
او برای بحث در مورد عکاسی، به انجمن آنلاین میپیوندد.
the two roads join to form a roundabout.
دو جاده به هم متصل میشوند تا یک دوراهی ایجاد کنند.
she joins a volunteer organization to help others.
او برای کمک به دیگران، به یک سازمان داوطلبانه میپیوندد.
the railway joins several towns across the region.
راهآهن چندین شهر در سراسر منطقه را به هم متصل میکند.
he joins the queue patiently waiting for his turn.
او با صبر و حوصله در صف میایستد و نوبت خود را منتظر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید