unlabeling

[ایالات متحده]/ʌnˈleɪbəlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈleɪbəlɪŋ/

ترجمه

v. حالت شابه گذاری از unlabel؛ کار یا فرایند حذف یا برداشتن یک برچسب از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

unlabeling products

حذف برچسب‌ها از محصولات

unlabeling data

حذف برچسب‌ها از داده‌ها

unlabeling items

حذف برچسب‌ها از آیتم‌ها

unlabeling yourself

حذف برچسب‌های خود

unlabeling process

فرآیند حذف برچسب‌ها

unlabeling campaign

حمله حذف برچسب‌ها

unlabeling movement

تحرک حذف برچسب‌ها

unlabeling initiative

مبادرت حذف برچسب‌ها

unlabeling phase

مرحله حذف برچسب‌ها

unlabeling project

پروژه حذف برچسب‌ها

جملات نمونه

the unlabeling of products has become a popular trend among environmentally conscious consumers.

حذف برچسب‌ها از محصولات به یک روند محبوب در میان مصرف‌کنندگان آگاه از محیط زیست تبدیل شده است.

unlabeling wine bottles can save costs for small wineries.

حذف برچسب‌های بطری‌های شامپاگن می‌تواند هزینه‌های کارخانه‌های تولید شامپاگن کوچک را کاهش دهد.

the unlabeling movement challenges traditional marketing strategies.

رُوند حذف برچسب‌ها به استراتژی‌های بازاریابی سنتی چالش می‌آورد.

some retailers are unlabeling their private label products to focus on quality.

برخی از فروشندگان برچسب‌های محصولات خاص خود را حذف می‌کنند تا روی کیفیت تمرکز کنند.

unlabeling food products helps reduce packaging waste significantly.

حذف برچسب‌های محصولات غذایی به طور قابل توجهی زباله‌های بسته‌بندی را کاهش می‌دهد.

the company announced the complete unlabeling of their product line.

شرکت اعلام کرد که تمامی محصولات خط تولید خود را برچسب‌گذاری نخواهد کرد.

unlabeling cosmetics allows brands to emphasize ingredients over brand names.

حذف برچسب‌های محصولات آرایشی به برندها اجازه می‌دهد تا روی اجزای محصول بیشتر تأکید کنند تا نام برند.

the museum is unlabeling certain artifacts to encourage visitor interpretation.

موزه برچسب‌های برخی از اشیاء باستانی را حذف می‌کند تا تفسیر بازدیدکنندگان را تشویق کند.

unlabeling books in stores creates a more democratic shopping experience.

حذف برچسب‌های کتاب‌ها در فروشگاه‌ها تجربه خریدی دموکراتیک‌تر ایجاد می‌کند.

unlabeling clothing items reflects a minimalist approach to fashion.

حذف برچسب‌های لباس‌ها نشان‌دهنده رویکرد مینیمالیستی در مد است.

the unlabeling of scientific specimens requires careful documentation.

حذف برچسب‌های نمونه‌های علمی نیاز به ثبت دقیق دارد.

consumers appreciate the unlabeling approach for its honesty and transparency.

مصرف‌کنندگان رویکرد حذف برچسب‌ها را به دلیل صداقت و شفافیت آن ارزش‌مند می‌پردازند.

unlabeling art pieces in galleries promotes independent viewer engagement.

حذف برچسب‌های اثرهای هنری در گالری‌ها مشارکت مستقل بازدیدکنندگان را ترویج می‌دهد.

the restaurant's unlabeling of menu items focuses on culinary experience over presentation.

حذف برچسب‌های آیتم‌های منو در رستوران روی تجربه گذاره‌ای بیشتر از نمایش تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید