stereotyping

[ایالات متحده]/'stɛrɪə,taɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تشکیل یک تصویر یا ایده ثابت و بیش از حد ساده شده از یک گروه یا فرد خاص.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریstereotyping

عبارات و ترکیب‌ها

cultural stereotyping

کلیشه‌های فرهنگی

gender stereotyping

کلیشه‌های جنسیتی

جملات نمونه

Stereotyping can lead to harmful assumptions about individuals.

کلیشه‌سازی می‌تواند منجر به فرضیات مضر در مورد افراد شود.

Media often perpetuates stereotypes about certain groups of people.

رسانه‌ها اغلب کلیشه‌ها را در مورد گروه‌های خاصی از مردم تداوم می‌بخشند.

It's important to challenge stereotypes and promote diversity and inclusion.

مهم است که کلیشه‌ها را به چالش بکشیم و تنوع و فراگیری را ترویج کنیم.

Stereotyping can limit opportunities for individuals to reach their full potential.

کلیشه‌سازی می‌تواند فرصت‌های افراد برای رسیدن به پتانسیل کامل خود را محدود کند.

Educating oneself about different cultures can help break down stereotypes.

آگاه‌سازی در مورد فرهنگ‌های مختلف می‌تواند به شکستن کلیشه‌ها کمک کند.

Stereotyping based on appearance is unfair and harmful.

کلیشه‌سازی بر اساس ظاهر غیرمنصفانه و مضر است.

Avoid stereotyping individuals based on their gender or race.

از کلیشه‌سازی افراد بر اساس جنسیت یا نژاد خودداری کنید.

Stereotyping can lead to discrimination and prejudice.

کلیشه‌سازی می‌تواند منجر به تبعیض و تعصب شود.

It's important to recognize and challenge our own stereotypes.

مهم است که کلیشه‌های خود را تشخیص داده و به چالش بکشیم.

Stereotyping can create barriers to effective communication and understanding.

کلیشه‌سازی می‌تواند موانعی برای ارتباط و درک موثر ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید