Sharon gave an unladylike snort.
شرون با صدای ناروا بینی گرفت.
'Riding all the way up the hill, along the path,' said Gabriel,thinking of her unladylike position on the horse's back.
گابریل گفت:'سوار شدن تا بالای تپه، در امتداد مسیر'، در حالی که به وضعیت زننده او روی پشت اسب فکر میکرد.
Her behavior was considered very unladylike.
رفتار او بسیار زننده تلقی میشد.
She let out an unladylike burp after drinking soda.
او بعد از نوشیدن نوشابه، یک قفسه سینه زننده بیرون داد.
Using profanity is often seen as unladylike.
استفاده از فحاشی اغلب به عنوان زننده تلقی میشود.
She laughed loudly, which some considered unladylike.
او با صدای بلند خندید که برخی آن را زننده میدانستند.
Crossing her legs in public was deemed unladylike.
تعبیه پاها در ملا عام زننده تلقی میشد.
She had an unladylike habit of spitting in public.
او عادت زنندهای به تف کردن در ملا عام داشت.
The way she ate her food was quite unladylike.
روش خوردن غذای او کاملاً زننده بود.
Her loud snorting was considered very unladylike.
بینی گرفتن بلند او بسیار زننده تلقی میشد.
She had an unladylike way of speaking her mind.
او روش زنندهای برای بیان عقیده خود داشت.
Running around and shouting was deemed unladylike behavior.
دویدن و داد و فریاد زننده تلقی میشد.
Sharon gave an unladylike snort.
شرون با صدای ناروا بینی گرفت.
'Riding all the way up the hill, along the path,' said Gabriel,thinking of her unladylike position on the horse's back.
گابریل گفت:'سوار شدن تا بالای تپه، در امتداد مسیر'، در حالی که به وضعیت زننده او روی پشت اسب فکر میکرد.
Her behavior was considered very unladylike.
رفتار او بسیار زننده تلقی میشد.
She let out an unladylike burp after drinking soda.
او بعد از نوشیدن نوشابه، یک قفسه سینه زننده بیرون داد.
Using profanity is often seen as unladylike.
استفاده از فحاشی اغلب به عنوان زننده تلقی میشود.
She laughed loudly, which some considered unladylike.
او با صدای بلند خندید که برخی آن را زننده میدانستند.
Crossing her legs in public was deemed unladylike.
تعبیه پاها در ملا عام زننده تلقی میشد.
She had an unladylike habit of spitting in public.
او عادت زنندهای به تف کردن در ملا عام داشت.
The way she ate her food was quite unladylike.
روش خوردن غذای او کاملاً زننده بود.
Her loud snorting was considered very unladylike.
بینی گرفتن بلند او بسیار زننده تلقی میشد.
She had an unladylike way of speaking her mind.
او روش زنندهای برای بیان عقیده خود داشت.
Running around and shouting was deemed unladylike behavior.
دویدن و داد و فریاد زننده تلقی میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید