unmade

[ایالات متحده]/ʌn'meɪd/
[بریتانیا]/ˌʌn'med/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: در گذشته تولید نشده است.
Word Forms
قسمت سوم فعلunmade

عبارات و ترکیب‌ها

unmade bed

تشک تخت خواب مرتب نشده

unmade decision

تصمیم اتخاذ نشده

unmade promise

قول داده نشده

جملات نمونه

an unmade bed; plans still unmade.

یک تختخواب به‌هم‌ریخته؛ برنامه‌هایی که هنوز نهایی نشده‌اند.

unmade decisions about the future

تصمیم‌های ناتمام درباره آینده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید