| قسمت سوم فعل | unmade |
unmade bed
تشک تخت خواب مرتب نشده
unmade decision
تصمیم اتخاذ نشده
unmade promise
قول داده نشده
an unmade bed; plans still unmade.
یک تختخواب بههمریخته؛ برنامههایی که هنوز نهایی نشدهاند.
unmade decisions about the future
تصمیمهای ناتمام درباره آینده
unmade bed
تشک تخت خواب مرتب نشده
unmade decision
تصمیم اتخاذ نشده
unmade promise
قول داده نشده
an unmade bed; plans still unmade.
یک تختخواب بههمریخته؛ برنامههایی که هنوز نهایی نشدهاند.
unmade decisions about the future
تصمیمهای ناتمام درباره آینده
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید