unmaskers

[ایالات متحده]/ʌn'mɑːskəz/
[بریتانیا]/ʌn'mæskərz/

ترجمه

n. افرادی که هویت یا ماهیت واقعی کسی یا چیزی را فاش می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

unmaskers of truth

افشاگران حقیقت

unmaskers of lies

افشاگران دروغ

unmaskers of secrets

افشاگران اسرار

unmaskers of deception

افشاگران فریب

unmaskers of identity

افشاگران هویت

unmaskers of corruption

افشاگران فساد

unmaskers of fraud

افشاگران تقلب

unmaskers of hypocrisy

افشاگران ریا

unmaskers of agendas

افشاگران دستورالعمل‌ها

unmaskers of motives

افشاگران انگیزه‌ها

جملات نمونه

the unmaskers revealed the truth behind the scandal.

افراد افشاگر، حقیقت پشت پرده رسوایی را آشکار کردند.

unmaskers play a crucial role in exposing corruption.

افراد افشاگر نقش حیاتی در افشای فساد ایفا می‌کنند.

the unmaskers were celebrated for their bravery.

افراد افشاگر به خاطر شجاعتشان مورد تحسین قرار گرفتند.

many unmaskers face backlash for their actions.

بسیاری از افراد افشاگر به دلیل اقدامات خود با واکنش منفی مواجه می‌شوند.

unmaskers often work in secrecy to protect themselves.

افراد افشاگر اغلب به صورت مخفیانه برای محافظت از خود کار می‌کنند.

the documentary featured interviews with several unmaskers.

این مستند شامل مصاحتی با چندین افشاگر بود.

unmaskers can change the course of public opinion.

افراد افشاگر می‌توانند روند افکار عمومی را تغییر دهند.

many unmaskers are motivated by a sense of justice.

بسیاری از افراد افشاگر توسط حس عدالت و انصاف به پیش می‌روند.

unmaskers often share their stories to inspire others.

افراد افشاگر اغلب داستان‌های خود را برای الهام بخشیدن به دیگران به اشتراک می‌گذارند.

the role of unmaskers is vital in democratic societies.

نقش افراد افشاگر در جوامع دموکراتیک بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید