investigators

[ایالات متحده]/ɪnˈvɛstɪɡeɪtəz/
[بریتانیا]/ɪnˈvɛstɪˌɡeɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که چیزی را بررسی یا تحقیق می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

lead investigators

محققان ارشد

senior investigators

محققان ارشد

investigators team

گروه محققان

criminal investigators

محققان جنایی

private investigators

محققان خصوصی

forensic investigators

محققان آزمایشگاهی

investigators report

گزارش محققان

investigators findings

یافته‌های محققان

investigators interview

مصاحبه با محققان

investigators evidence

شواهد محققان

جملات نمونه

the investigators gathered evidence at the crime scene.

محققان مدارک را در صحنه جرم جمع‌آوری کردند.

investigators interviewed several witnesses to the event.

محققان با چندین شاهد واقعه مصاحبه کردند.

the investigators worked tirelessly to solve the case.

محققان بی‌وقفه برای حل پرونده تلاش کردند.

investigators found new leads that could change the outcome.

محققان سرنخ‌های جدیدی پیدا کردند که می‌توانست نتیجه را تغییر دهد.

many investigators specialize in cybercrime.

بسیاری از محققان در زمینه جرایم سایبری تخصص دارند.

the investigators presented their findings to the court.

محققان یافته‌های خود را به دادگاه ارائه دادند.

investigators are trained to handle sensitive information.

محققان برای رسیدگی به اطلاعات حساس آموزش دیده‌اند.

some investigators collaborate with federal agencies.

برخی از محققان با سازمان‌های فدرال همکاری می‌کنند.

investigators often face challenges in gathering evidence.

محققان اغلب با چالش‌هایی در جمع‌آوری مدارک روبرو هستند.

the investigators' report revealed critical details of the case.

گزارش محققان جزئیات مهم پرونده را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید