unmeasurable

[ایالات متحده]/ʌnˈmɛʒərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈmɛʒərəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل اندازه‌گیری; غیرقابل محاسبه; بی‌نهایت

عبارات و ترکیب‌ها

unmeasurable value

ارزش غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable impact

تاثیر غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable joy

شادی غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable love

عشق غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable potential

ظرفیت غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable beauty

زیبایی غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable risk

ریسک غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable wisdom

حکمت غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable strength

قدرت غیرقابل اندازه گیری

unmeasurable happiness

خوشحالی غیرقابل اندازه گیری

جملات نمونه

the love of a parent is often unmeasurable.

عشق یک والد اغلب غیرقابل اندازه گیری است.

her contribution to the project was unmeasurable.

مشارکت او در پروژه غیرقابل اندازه گیری بود.

there is an unmeasurable value in education.

ارزش غیرقابل اندازه گیری در آموزش وجود دارد.

the impact of the event was unmeasurable.

اثرگذاری این رویداد غیرقابل اندازه گیری بود.

his wisdom has an unmeasurable depth.

حکمت او عمق غیرقابل اندازه گیری دارد.

some experiences leave an unmeasurable mark on us.

برخی از تجربیات نشان غیرقابل اندازه گیری بر ما می گذارد.

the beauty of nature is often unmeasurable.

زیبایی طبیعت اغلب غیرقابل اندازه گیری است.

her unmeasurable kindness touched everyone.

مهربانی غیرقابل اندازه گیری او همه را تحت تاثیر قرار داد.

the potential of technology is unmeasurable.

ظرفیت فناوری غیرقابل اندازه گیری است.

there is an unmeasurable joy in helping others.

در کمک به دیگران شادی غیرقابل اندازه گیری وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید