unmeasured

[ایالات متحده]/ʌn'meʒəd/
[بریتانیا]/ʌn'mɛʒɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل اندازه‌گیری، بی‌حد و مرز

جملات نمونه

he is regarded by his congregation with unmeasured adoration.

او توسط مجمع خود با ستایش بی حد و حصر مورد احترام قرار می گیرد.

the impact of the pandemic is unmeasured

تاثیر همه‌گیری هنوز اندازه‌گیری نشده است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید