unmilled

[ایالات متحده]/ʌnˈmɪld/
[بریتانیا]/ʌnˈmɪld/

ترجمه

adj. ناپردازش شده؛ مربوط به دانه، برنج یا دیگر محصولات کشاورزی که پردازش یا پریدن نشده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

unmilled rice

گندم ناپردازش شده

unmilled wheat

گندم ناپردازش شده

unmilled grain

دانه ناپردازش شده

unmilled corn

مایه ناپردازش شده

unmilled oats

آویت ناپردازش شده

was unmilled

ناپردازش بود

has been unmilled

ناپردازش شده است

remains unmilled

ناپردازش می‌ماند

unmilled flour

فرنی ناپردازش شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید