unmoderated

[ایالات متحده]/ʌnˈmɒdəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈmɑːdərˌeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرمعتدل یا کنترل‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

unmoderated content

محتوای بدون نظارت

unmoderated forum

انجمن بدون نظارت

unmoderated discussion

بحث و گفتگو بدون نظارت

unmoderated feedback

بازخورد بدون نظارت

unmoderated platform

پلتفرم بدون نظارت

unmoderated chat

چت بدون نظارت

unmoderated access

دسترسی بدون نظارت

unmoderated community

جامعه بدون نظارت

unmoderated posts

پست‌های بدون نظارت

unmoderated reviews

نظرات بدون نظارت

جملات نمونه

the forum allows unmoderated discussions among users.

انجمن به کاربران اجازه می‌دهد تا بحث‌های بدون تعدیل انجام دهند.

unmoderated content can lead to misinformation.

محتوای بدون تعدیل می‌تواند منجر به اطلاعات نادرست شود.

many social media platforms have unmoderated sections.

بسیاری از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی بخش‌های بدون تعدیل دارند.

unmoderated comments can sometimes be harmful.

نظرات بدون تعدیل گاهی اوقات می‌توانند مضر باشند.

the debate was held in an unmoderated format.

بحث به صورت غیرنظارتی برگزار شد.

participants expressed their views in an unmoderated environment.

شرکت‌کنندگان نظرات خود را در یک محیط غیرنظارتی بیان کردند.

unmoderated forums can attract a diverse audience.

انجمن‌های غیرنظارتی می‌توانند مخاطبان متنوعی را جذب کنند.

critics argue that unmoderated platforms can escalate conflicts.

منتقدان استدلال می‌کنند که پلتفرم‌های غیرنظارتی می‌توانند باعث تشدید درگیری‌ها شوند.

users often prefer unmoderated spaces for free expression.

کاربران اغلب ترجیح می‌دهند فضاهای غیرنظارتی را برای بیان آزادانه.

unmoderated discussions can foster creativity and innovation.

بحث‌های غیرنظارتی می‌توانند باعث پرورش خلاقیت و نوآوری شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید