censored

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مورد بازبینی
v. بازبینی کردن; حذف کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلcensored

جملات نمونه

The sensitive information was censored before the report was released.

اطلاعات حساس قبل از انتشار گزارش سانسور شد.

The movie had to be censored for its explicit content.

به دلیل محتوای غیراخلاقی، فیلم باید سانسور می‌شد.

The government censored the controversial article.

مقاله جنجانی توسط دولت سانسور شد.

Some parts of the book were censored in certain countries.

بخش‌هایی از کتاب در برخی کشورها سانسور شد.

The song lyrics were censored to make it suitable for radio play.

برای اینکه برای پخش رادیویی مناسب باشد، متن آهنگ سانسور شد.

The TV show was censored to comply with broadcasting regulations.

برای رعایت مقررات پخش، برنامه تلویزیونی سانسور شد.

The artist refused to have his work censored by the gallery.

هنرمند از سانسور اثرش توسط گالری امتناع کرد.

The documentary had to be censored to avoid offending certain groups.

برای جلوگیری از توهین به گروه‌های خاص، مستند باید سانسور می‌شد.

The newspaper article was censored to remove any sensitive information.

برای حذف هرگونه اطلاعات حساس، مقاله روزنامه سانسور شد.

Online content may be censored in some countries to control the flow of information.

در برخی کشورها، محتوای آنلاین ممکن است برای کنترل جریان اطلاعات سانسور شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید