unmuted

[ایالات متحده]/[ʌnˈmjuːtɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmjuːtɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازگرداندن صدای چیزی که کم‌صدا شده بود؛ متوقف کردن کم‌صدا شدن صدای.
adj. کم‌صدا نشده؛ دارای صدای فعال.

عبارات و ترکیب‌ها

unmuted mic

میکروfon غیر مuffled

get unmuted

غیر مuffled شوید

unmuted now

اکنون غیر مuffled

unmuted speaker

سخنگو غیر مuffled

unmuted audio

صوت غیر مuffled

unmuted quickly

به سرعت غیر مuffled

unmuted video

ویدئو غیر مuffled

unmuted during

در حین غیر مuffled

unmuted call

تماس غیر مuffled

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید