unnoteworthy

[ایالات متحده]/ʌnˈnəʊtwɜːði/
[بریتانیا]/ʌnˈnoʊrˌθi/

ترجمه

adj. شایسته توجه یا اهمیت نیست; غیر قابل توجه یا قابل ذکر نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unnoteworthy event

واقعه ناچیز

unnoteworthy detail

جزئیات ناچیز

unnoteworthy comment

نظری ناچیز

unnoteworthy fact

واقعیت ناچیز

unnoteworthy issue

مشکل ناچیز

unnoteworthy aspect

جنبه ناچیز

unnoteworthy point

نقطه ناچیز

unnoteworthy remark

اظهار نظر ناچیز

unnoteworthy discussion

بحث ناچیز

unnoteworthy performance

عملکرد ناچیز

جملات نمونه

the film was unnoteworthy and failed to impress the audience.

فیلم قابل توجه نبود و نتوانست مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهد.

his performance was unnoteworthy, lacking any standout moments.

اجرای او قابل توجه نبود و هیچ لحظه برجسته‌ای نداشت.

she found the book unnoteworthy and quickly lost interest.

او کتاب را غیرقابل توجه یافت و به سرعت علاقه خود را از دست داد.

the restaurant's food was unnoteworthy, just like any fast food joint.

غذا در رستوران هم قابل توجه نبود، درست مثل هر فست فود.

his comments were unnoteworthy and didn't contribute to the discussion.

نظرات او غیرقابل توجه بود و به بحث کمک نکرد.

the event was largely unnoteworthy, with few attendees.

این رویداد تا حد زیادی غیرقابل توجه بود، با حضور کم.

she wore an unnoteworthy dress that blended into the crowd.

او لباسی غیرقابل توجه پوشیده بود که در میان جمعیت گم شده بود.

the lecture was unnoteworthy and failed to engage the students.

سخنرانی غیرقابل توجه بود و نتوانست دانشجویان را درگیر کند.

his unnoteworthy contributions to the project went unnoticed.

کمک های غیرقابل توجه او به پروژه متوجه نشدند.

the painting was unnoteworthy, lacking any artistic flair.

نقاشی غیرقابل توجه بود، فاقد هرگونه هنر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید