unpackaged

[ایالات متحده]/[ʌnˈpæ.kɪd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈpæk.ɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نепک کرده؛ در پکی کرده نشده؛ ناپک شده.

عبارات و ترکیب‌ها

unpackaged goods

کالای نسبت به بسته‌بندی

unpackaged food

غذاهای نسبت به بسته‌بندی

unpackaged deal

پیشنهادهای نسبت به بسته‌بندی

unpackaged state

وضعیت نسبت به بسته‌بندی

unpackaged items

آیتم‌های نسبت به بسته‌بندی

unpackaged product

محصولات نسبت به بسته‌بندی

جملات نمونه

the unpackaged goods were delivered directly to the warehouse.

کالای غیر بسته بندی شده به مستقیم انبار ارسال شد.

we found several unpackaged apples at the farmer's market.

ما در بازار کشاورزی چند میوه غیر بسته بندی شده پیدا کردیم.

the unpackaged software arrived on a usb drive.

نرم افزار غیر بسته بندی شده از طریق یک دیسک USB رسید.

she preferred unpackaged produce to reduce plastic waste.

او به منظور کاهش ضایعات پلاستیکی، محصولات غیر بسته بندی شده را ترجیح می داد.

the unpackaged flour spilled all over the kitchen counter.

پودر غیر بسته بندی شده روی کیفیت میز آشپزخانه پاشید.

he bought unpackaged honey from the local beekeeper.

او عسل غیر بسته بندی شده را از مربی موضعی خرید.

the unpackaged tea leaves smelled wonderfully fragrant.

برگ چای غیر بسته بندی شده عطر و ارائه زیبایی داشت.

the unpackaged batteries were stored in a plastic container.

باتری های غیر بسته بندی شده در یک ظرف پلاستیکی نگه داشته شدند.

they sold unpackaged bread at the artisan bakery.

آنها نان غیر بسته بندی شده را در خبز فروشی هنرمندانه فروختند.

the unpackaged crystals were delicate and fragile.

کریستال های غیر بسته بندی شده نرم و پرچشیده بودند.

the unpackaged seeds needed to be stored carefully.

دانه های غیر بسته بندی شده نیاز به نگهداری مراقبتی داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید