unwrapped

[ایالات متحده]/ˌʌnˈræpt/
[بریتانیا]/ˌʌnˈræpt/

ترجمه

v. باز کردن، برداشتن بسته‌بندی یا پوشش؛ گشودن (v.removed the wrapping or covering; opened)

عبارات و ترکیب‌ها

unwrapped the gift

بسته‌بندی را باز کرد

unwrapped package

بسته‌بندی را باز کرد

carefully unwrapped

با دقت باز کرد

unwrapped candy

شیرینی را باز کرد

unwrapped present

هدیه را باز کرد

unwrapping slowly

به آرامی باز کردن

unwrapped box

جعبه را باز کرد

unwrapped layers

لایه ها را باز کرد

unwrapped ribbon

نوارهای تزئینی را باز کرد

unwrapped it

آن را باز کرد

جملات نمونه

the child excitedly unwrapped the brightly colored gift.

کودک با هیجان، هدیه رنگارنگ را باز کرد.

she carefully unwrapped the delicate antique doll.

او با دقت، عروسک آنتیک ظریف را باز کرد.

he unwrapped the package to find a delicious chocolate bar inside.

او بسته را باز کرد تا یک شکلات خوشمزه داخل آن پیدا کند.

the archaeologists carefully unwrapped the ancient mummy.

باستان‌شناسان با دقت، مومیایی باستانی را باز کردند.

they unwrapped the christmas presents on christmas morning.

آنها هدایای کریسمس را در روز کریسمس باز کردند.

the reporter unwrapped the evidence to reveal the truth.

گزارشگر مدارک را باز کرد تا حقیقت را آشکار کند.

the team unwrapped the prototype to test its features.

تیم نمونه اولیه را باز کرد تا ویژگی‌های آن را آزمایش کند.

she unwrapped a small box containing a beautiful necklace.

او یک جعبه کوچک حاوی یک گردنبند زیبا را باز کرد.

he unwrapped the candy bar and shared it with his friends.

او شکلات را باز کرد و با دوستانش تقسیم کرد.

the museum staff unwrapped the artifact for preservation.

کارمندان موزه شی را برای حفظ آن باز کردند.

the magician dramatically unwrapped the dove from the box.

یک جادوگر به طور نمایشی، کبوتر را از جعبه باز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید