unpacks

[ایالات متحده]/ʌnˈpæks/
[بریتانیا]/ʌnˈpæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اقلام را از یک بسته یا چمدان خارج می‌کند؛ چمدان را باز می‌کند تا محتویات را خارج کند؛ از بار رها می‌کند یا آزاد می‌سازد؛ افکار یا احساسات را نشان می‌دهد یا بیان می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

unpacks data

باز کردن داده‌ها

unpacks files

باز کردن فایل‌ها

unpacks boxes

باز کردن جعبه‌ها

unpacks software

باز کردن نرم‌افزار

unpacks secrets

باز کردن رازها

unpacks issues

باز کردن مشکلات

unpacks gifts

باز کردن هدایا

unpacks concepts

باز کردن مفاهیم

unpacks meaning

باز کردن معنا

unpacks ideas

باز کردن ایده‌ها

جملات نمونه

the teacher unpacks the complex topic for the students.

معلم موضوع پیچیده را برای دانش آموزان توضیح می‌دهد.

she carefully unpacks the box of new supplies.

او با دقت جعبه لوازم جدید را باز می‌کند.

he unpacks his thoughts during the discussion.

او افکار خود را در طول بحث باز می‌کند.

the software unpacks the files automatically.

نرم افزار فایل ها را به طور خودکار باز می‌کند.

after the trip, she unpacks her suitcase.

بعد از سفر، او چمدان خود را باز می‌کند.

the team unpacks the data to find insights.

تیم داده ها را برای یافتن بینش ها تجزیه و تحلیل می‌کند.

he unpacks the meaning behind the poem.

او معنای پشت شعر را باز می‌کند.

the child eagerly unpacks the gifts on his birthday.

کودک مشتاقانه هدایا را در روز تولدش باز می‌کند.

she unpacks the groceries and puts them away.

او مواد غذایی را باز می‌کند و آن‌ها را کنار می‌گذارد.

the analyst unpacks the report for the meeting.

تحلیلگر گزارش را برای جلسه تجزیه و تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید