unpacks data
باز کردن دادهها
unpacks files
باز کردن فایلها
unpacks boxes
باز کردن جعبهها
unpacks software
باز کردن نرمافزار
unpacks secrets
باز کردن رازها
unpacks issues
باز کردن مشکلات
unpacks gifts
باز کردن هدایا
unpacks concepts
باز کردن مفاهیم
unpacks meaning
باز کردن معنا
unpacks ideas
باز کردن ایدهها
the teacher unpacks the complex topic for the students.
معلم موضوع پیچیده را برای دانش آموزان توضیح میدهد.
she carefully unpacks the box of new supplies.
او با دقت جعبه لوازم جدید را باز میکند.
he unpacks his thoughts during the discussion.
او افکار خود را در طول بحث باز میکند.
the software unpacks the files automatically.
نرم افزار فایل ها را به طور خودکار باز میکند.
after the trip, she unpacks her suitcase.
بعد از سفر، او چمدان خود را باز میکند.
the team unpacks the data to find insights.
تیم داده ها را برای یافتن بینش ها تجزیه و تحلیل میکند.
he unpacks the meaning behind the poem.
او معنای پشت شعر را باز میکند.
the child eagerly unpacks the gifts on his birthday.
کودک مشتاقانه هدایا را در روز تولدش باز میکند.
she unpacks the groceries and puts them away.
او مواد غذایی را باز میکند و آنها را کنار میگذارد.
the analyst unpacks the report for the meeting.
تحلیلگر گزارش را برای جلسه تجزیه و تحلیل میکند.
unpacks data
باز کردن دادهها
unpacks files
باز کردن فایلها
unpacks boxes
باز کردن جعبهها
unpacks software
باز کردن نرمافزار
unpacks secrets
باز کردن رازها
unpacks issues
باز کردن مشکلات
unpacks gifts
باز کردن هدایا
unpacks concepts
باز کردن مفاهیم
unpacks meaning
باز کردن معنا
unpacks ideas
باز کردن ایدهها
the teacher unpacks the complex topic for the students.
معلم موضوع پیچیده را برای دانش آموزان توضیح میدهد.
she carefully unpacks the box of new supplies.
او با دقت جعبه لوازم جدید را باز میکند.
he unpacks his thoughts during the discussion.
او افکار خود را در طول بحث باز میکند.
the software unpacks the files automatically.
نرم افزار فایل ها را به طور خودکار باز میکند.
after the trip, she unpacks her suitcase.
بعد از سفر، او چمدان خود را باز میکند.
the team unpacks the data to find insights.
تیم داده ها را برای یافتن بینش ها تجزیه و تحلیل میکند.
he unpacks the meaning behind the poem.
او معنای پشت شعر را باز میکند.
the child eagerly unpacks the gifts on his birthday.
کودک مشتاقانه هدایا را در روز تولدش باز میکند.
she unpacks the groceries and puts them away.
او مواد غذایی را باز میکند و آنها را کنار میگذارد.
the analyst unpacks the report for the meeting.
تحلیلگر گزارش را برای جلسه تجزیه و تحلیل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید