packs

[ایالات متحده]/[pæks]/
[بریتانیا]/[pæks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بستن؛ چیدن و کنار هم فشرده کردن.
n. مجموعه‌ای از وسایل بسته‌بندی شده یا داخل جعبه؛ گروهی از حیوانات وحشی، به‌ویژه گرگ‌ها یا سگ‌ها که در کنار هم زندگی می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

packs a punch

Persian_translation

packs away

Persian_translation

packs heat

Persian_translation

packs snow

Persian_translation

packs lunch

Persian_translation

packs up

Persian_translation

packs ice

Persian_translation

packs dirt

Persian_translation

packs tightly

Persian_translation

packs bags

Persian_translation

جملات نمونه

the hikers packed lunches for their day on the trail.

گردشگران برای روزی که در مسیر داشتند، جعبه‌های ناهار بسته‌بندی کردند.

he packs a suitcase every week for business trips.

او هر هفته برای سفرهای کاری یک چمدان می‌بندد.

she packs a powerful punch in her new role.

او در نقش جدیدش یک ضربه قدرتمند می‌زند.

the software packs a lot of features into a small space.

نرم‌افزار ویژگی‌های زیادی را در یک فضای کوچک بسته‌بندی می‌کند.

they pack the stadium with enthusiastic fans.

آنها استادیوم را با طرفداران پرشور پر می‌کنند.

the wolves pack hunted for food during the winter.

گله گرگ‌ها برای غذا در طول زمستان شکار می‌کردند.

he packs a lot of energy into his performances.

او مقدار زیادی انرژی را در اجراهای خود می‌گذارد.

the company packs its products in attractive boxes.

شرکت محصولات خود را در جعبه‌های جذاب بسته‌بندی می‌کند.

the family packs a picnic basket for the beach.

خانواده یک سبد پیک‌نیک برای ساحل آماده می‌کند.

the team packs a strategic advantage into their game plan.

تیم یک مزیت استراتژیک را در طرح بازی خود قرار می‌دهد.

she packs a first-aid kit for camping trips.

او یک جعبه کمک‌های اولیه برای سفرهای کمپینگ آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید