unparalleled

[ایالات متحده]/ʌnˈpærəleld/
[بریتانیا]/ʌnˈpærəleld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌نظیر، بی‌همتا، بی‌سابقه

جملات نمونه

the sudden rise in unemployment is unparalleled in the post-war period.

افزایش ناگهانی بیکاری بی‌سابقه در دوران پس از جنگ است.

I fault the university for many things, but all are overbalanced by its unparalleled resources.

من دانشگاه را به خاطر بسیاری از مسائل مقصر می‌دانم، اما همه این موارد با منابع بی‌نظیر آن سرایت می‌شوند.

Two teams of present-day explorers accurately recreate Scott and Amundsen"s Antarctic race to the Pole in a televisual experiment of unparalleled ambition.

دو تیم از کاوشگران امروزی به طور دقیق مسابقه اسکات و آموندسن به قطب جنوب را در یک آزمایش تلویزیونی با جاه‌طلبی بی‌سابقه بازسازی می‌کنند.

The team's success was unparalleled in the history of the sport.

موفقیت تیم در تاریخ ورزش بی‌سابقه بود.

She has unparalleled skills in problem-solving.

او مهارت‌های بی‌نظیری در حل مسئله دارد.

The beauty of the sunset was unparalleled.

زیبایی غروب خورشید بی‌نظیر بود.

His dedication to his work is unparalleled.

تعهد او به کارش بی‌نظیر است.

The restaurant offers unparalleled views of the city skyline.

رستوران چشم‌انداز بی‌نظیری از خط افق شهر را ارائه می‌دهد.

Her talent for singing is unparalleled.

استعداد او در آواز بی‌نظیر است.

The company's commitment to customer service is unparalleled.

تعهد شرکت به خدمات مشتریان بی‌نظیر است.

The hotel provides unparalleled luxury and comfort.

هتل لوکس و راحتی بی‌نظیری ارائه می‌دهد.

The concert was an unparalleled experience.

اجرا یک تجربه بی‌نظیر بود.

His courage in the face of danger is unparalleled.

شجاعت او در برابر خطر بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید