unpen

[ایالات متحده]/ʌnˈpɛn/
[بریتانیا]/ʌnˈpɛn/

ترجمه

vt. از یک قفس یا محفظه آزاد کردن؛ از حبس آزاد کردن؛ از یک فضای محصور بیرون آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

unpen the letter

باز کردن نامه

unpen the document

باز کردن سند

unpen the box

باز کردن جعبه

unpen the message

باز کردن پیام

unpen the notebook

باز کردن دفترچه

unpen the envelope

باز کردن پاکت

unpen the file

باز کردن فایل

unpen the report

باز کردن گزارش

unpen the script

باز کردن فیلمنامه

unpen the account

باز کردن حساب

جملات نمونه

he decided to unpen the letter before sending it.

او تصمیم گرفت قبل از ارسال نامه آن را باز کند.

she will unpen the document to make the changes.

او سند را برای اعمال تغییرات باز خواهد کرد.

they chose to unpen the agreement for further discussion.

آنها تصمیم گرفتند توافقنامه را برای بحث بیشتر باز کنند.

it's time to unpen the ideas we've been brainstorming.

وقت آن است که ایده‌هایی که در مورد آنها فکر کرده‌ایم را باز کنیم.

he will unpen the book to find the information he needs.

او کتاب را برای یافتن اطلاعات مورد نیاز خود باز خواهد کرد.

before the meeting, she decided to unpen her thoughts on the topic.

قبل از جلسه، او تصمیم گرفت افکار خود در مورد موضوع را باز کند.

we should unpen the proposal for the team to review.

ما باید پیشنهاد را برای بررسی تیم باز کنیم.

he hesitated to unpen his feelings about the situation.

او برای بیان احساسات خود در مورد وضعیت مردد بود.

she decided to unpen the project details for transparency.

او تصمیم گرفت جزئیات پروژه را برای شفافیت باز کند.

let’s unpen the conversation and explore new ideas.

بیایید گفتگو را شروع کنیم و ایده‌های جدید را بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید