unplastered

[ایالات متحده]/ʌnˈplɑːstəd/
[بریتانیا]/ʌnˈplæstərd/

ترجمه

adj. بدون گچ

عبارات و ترکیب‌ها

unplastered wall

دیوار ناکرده

unplastered surface

سطح ناکرده

unplastered area

منطقه ناکرده

unplastered ceiling

سقف ناکرده

unplastered section

بخش ناکرده

unplastered corner

گوشه ناکرده

unplastered brick

آجر ناکرده

unplastered surface area

سطح ناکرده

unplastered drywall

دیوار خشک ناکرده

unplastered finish

پوشش ناکرده

جملات نمونه

the walls were left unplastered to give a rustic feel.

دیوارها بدون گچ‌کاری رها شده بودند تا حس روستایی بودن را القا کنند.

he preferred the unplastered look for his art studio.

او ظاهر بدون گچ‌کاری را برای استودیوی هنری خود ترجیح می‌داد.

the unplastered ceiling revealed the wooden beams.

سقف بدون گچ‌کاری نمایانگر تیرهای چوبی بود.

they decided to keep the unplastered sections as a design feature.

آنها تصمیم گرفتند بخش‌های بدون گچ‌کاری را به عنوان یک ویژگی طراحی حفظ کنند.

the unplastered surface required more maintenance.

سطح بدون گچ‌کاری نیاز به نگهداری بیشتری داشت.

living in an unplastered house gave them a sense of authenticity.

زندگی در خانه‌ای بدون گچ‌کاری به آنها حسی از اصالت بخشید.

unplastered walls can help with insulation in some climates.

دیوارهای بدون گچ‌کاری می‌توانند در برخی از آب و هواها به عایق‌بندی کمک کنند.

she liked the unplastered finish for its natural appearance.

او به خاطر ظاهر طبیعی‌اش، به نمای بدون گچ‌کاری علاقه داشت.

the builder suggested leaving the walls unplastered for ventilation.

سازنده پیشنهاد کرد که دیوارها برای تهویه هوا بدون گچ‌کاری رها شوند.

unplastered brickwork can be a striking architectural choice.

دیوار آجری بدون گچ‌کاری می‌تواند یک انتخاب معماری چشمگیر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید