unpoliced

[ایالات متحده]/ʌnˈpiːlst/
[بریتانیا]/ʌnˈpiːlst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون نظارت یا تنظیم شده

عبارات و ترکیب‌ها

unpoliced area

منطقه بدون پلیس

unpoliced zone

منطقه بدون پلیس

unpoliced space

فضای بدون پلیس

unpoliced territory

سرزمین بدون پلیس

unpoliced street

خیابان بدون پلیس

unpoliced environment

محیط بدون پلیس

unpoliced region

منطقه بدون پلیس

unpoliced site

محل بدون پلیس

unpoliced neighborhood

محله بدون پلیس

unpoliced perimeter

حریم بدون پلیس

جملات نمونه

the area was left unpoliced during the festival.

منطقه در طول جشنواره بدون نگهبان رها شده بود.

unpoliced neighborhoods often face higher crime rates.

محله‌های بدون نگهبان اغلب با نرخ جرم و جنایت بالاتر مواجه هستند.

many streets remain unpoliced at night.

بسیاری از خیابان‌ها در شب بدون نگهبان باقی می‌مانند.

the unpoliced situation led to chaos.

وضعیت بدون نگهبان منجر به هرج و مرج شد.

unpoliced areas can become hot spots for illegal activities.

مناطقی که بدون نگهبان هستند می‌توانند به نقاط داغ فعالیت‌های غیرقانونی تبدیل شوند.

residents felt unsafe in unpoliced zones.

ساکنان در مناطق بدون نگهبان احساس ناامنی می‌کردند.

the protest was largely unpoliced, allowing for free expression.

اعتراض تا حد زیادی بدون نگهبان بود و به این ترتیب امکان ابراز نظر آزاد فراهم شد.

unpoliced areas often attract vandalism.

مناطقی که بدون نگهبان هستند اغلب باعث خرابکاری می‌شوند.

he wandered into an unpoliced part of the city.

او به یک قسمت بدون نگهبان شهر سرگردانی کرد.

the unpoliced border was a concern for security officials.

مرز بدون نگهبان برای مقامات امنیتی نگران‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید