lawless

[ایالات متحده]/'lɔːlɪs/
[بریتانیا]/'lɔləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون قوانین؛ بدون تنظیم قانونی

جملات نمونه

The lawless behavior of the gang led to chaos in the city.

رفتار بی‌قانونانه باند باعث هرج و مرج در شهر شد.

The lawless region was known for its high crime rate.

این منطقه بی‌قانون به دلیل نرخ بالای جرم و جنایت مشهور بود.

The lawless frontier attracted outlaws and bandits.

مرز بی‌قانون شورشیان و راهزنان را به خود جذب کرد.

The lawless nature of the internet makes it difficult to regulate.

ماهیت بی‌قانونانه اینترنت باعث می‌شود تنظیم آن دشوار باشد.

The lawless behavior of the dictator caused suffering for the people.

رفتار بی‌قانونانه دیکتاتور باعث رنج مردم شد.

The lawless environment allowed corruption to thrive.

محیط بی‌قانون به رونق فساد کمک کرد.

The lawless activities of the rebels posed a threat to national security.

فعالیت‌های بی‌قانونانه شورشیان تهدیدی برای امنیت ملی بود.

The lawless attitude of the students disrupted the learning environment.

حرفه‌ای بی‌قانونانه دانش‌آموزان باعث ایجاد اختلال در محیط یادگیری شد.

The lawless behavior of the company led to its downfall.

رفتار بی‌قانونانه شرکت منجر به سقوط آن شد.

The lawless streets made it unsafe to walk alone at night.

جاده‌های بی‌قانون باعث می‌شد شب‌ها به تنهایی قدم زدن خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید