unpreparedness

[ایالات متحده]/ʌnprɪˈpeədnəs/
[بریتانیا]/ʌnprɪˈpɛrdnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت بی‌امادگی

عبارات و ترکیب‌ها

unpreparedness for disaster

آمادگی نداشتن برای فاجعه

unpreparedness in planning

آمادگی نداشتن در برنامه ریزی

unpreparedness for change

آمادگی نداشتن برای تغییر

unpreparedness in response

آمادگی نداشتن در پاسخگویی

unpreparedness to act

آمادگی نداشتن برای اقدام

unpreparedness for challenges

آمادگی نداشتن برای چالش ها

unpreparedness in crisis

آمادگی نداشتن در بحران

unpreparedness for emergencies

آمادگی نداشتن برای شرایط اضطراری

unpreparedness in leadership

آمادگی نداشتن در رهبری

unpreparedness for risks

آمادگی نداشتن برای خطرات

جملات نمونه

his unpreparedness for the exam was evident.

آمادگی نداشتنش برای امتحان آشکار بود.

unpreparedness can lead to missed opportunities.

عدم آمادگی می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

she faced challenges due to her unpreparedness.

او به دلیل نداشتن آمادگی با چالش‌هایی روبرو شد.

the team's unpreparedness was a major setback.

عدم آمادگی تیم یک عقب‌ماندگی بزرگ بود.

his unpreparedness for the meeting surprised everyone.

آمادگی نداشتنش برای جلسه همه را شگفت‌زده کرد.

unpreparedness can cause stress and anxiety.

عدم آمادگی می‌تواند باعث استرس و اضطراب شود.

they learned the importance of being ready after their unpreparedness.

آنها پس از عدم آمادگی خود اهمیت آماده بودن را آموختند.

his unpreparedness for the presentation was apparent.

آمادگی نداشتنش برای ارائه آشکار بود.

unpreparedness in a crisis can be dangerous.

عدم آمادگی در بحران می‌تواند خطرناک باشد.

we need to address the issue of unpreparedness in our training.

ما باید به موضوع عدم آمادگی در آموزش خود رسیدگی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید