inadequacy

[ایالات متحده]/ɪn'ædɪkwəsɪ/
[بریتانیا]/ɪn'ædɪkwəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناکافی بودن، کمبود، ناتوانی، نقص، ایراد، ضعف.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

feelings of inadequacy

احساساتی از ناتوانی

sense of inadequacy

حس ناتوانی

perceived inadequacy

ناتوانی درک شده

overcome inadequacy

غلبه بر ناتوانی

addressing inadequacy

رسیدگی به ناتوانی

deep-seated inadequacy

ناتوانی ریشه دار

chronic inadequacy

ناتوانی مزمن

battle with inadequacy

مبارزه با ناتوانی

جملات نمونه

inadequacy for his work

ناتوانی برای کارش

The failure is due to the inadequacy of preparations.

شکست به دلیل عدم کفایت آمادگی ها است.

She rightly points to the inadequacy of the argument.

او به درستی به ناتوانی استدلال اشاره می‌کند.

points were allocated according to the inadequacy of the existing accommodation.

امتیازها بر اساس ناکافی بودن محل اقامت موجود تخصیص داده شد.

In the teaching of Probability in senior high school lie obvious inadequacies in students' comprehension of Probability definition for Frequency and Equiprobability models.

در آموزش احتمال در دبیرستان‌های دوره متوسطه، کمبودهای آشکار در درک دانش‌آموزان از تعریف احتمال برای مدل‌های فراوانی و احتمال مساوی وجود دارد.

J Huang said:"Metaphorical and metonymic extensions point to the inadequacy of a feature checking account".

جی هوانگ گفت: "گسترش های استعاری و متافوری به ناکافی بودن یک حساب پس انداز ویژگی اشاره می کند."

Dr.Huang said:"Metaphorical and metonymic extensions point to the inadequacy of a feature checking account".

دکتر هوانگ گفت: "گسترش های استعاری و متافوری به ناکافی بودن یک حساب پس انداز ویژگی اشاره می کند."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید