unpreventable

[ایالات متحده]/ʌnprɪˈvɛntəbl/
[بریتانیا]/ʌnprɪˈvɛntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرممکن برای جلوگیری

عبارات و ترکیب‌ها

unpreventable accident

حادثه غیرقابل پیشگیری

unpreventable event

واقعه غیرقابل پیشگیری

unpreventable loss

ضرر غیرقابل پیشگیری

unpreventable disease

بیماری غیرقابل پیشگیری

unpreventable error

اشتباه غیرقابل پیشگیری

unpreventable outcome

نتیجه غیرقابل پیشگیری

unpreventable situation

وضعیت غیرقابل پیشگیری

unpreventable change

تغییر غیرقابل پیشگیری

unpreventable consequence

عواقب غیرقابل پیشگیری

unpreventable delay

تاخیر غیرقابل پیشگیری

جملات نمونه

some challenges are simply unpreventable.

برخی چالش‌ها غیرقابل اجتناب هستند.

loss is often an unpreventable part of life.

از دست دادن اغلب بخشی غیرقابل اجتناب از زندگی است.

accidents can be unpreventable, despite precautions.

حوادث می‌توانند غیرقابل پیش‌بینی باشند، با وجود اقدامات احتیاطی.

unpreventable circumstances can disrupt our plans.

شرایط غیرقابل اجتناب می‌توانند برنامه‌های ما را مختل کنند.

some events are unpreventable and must be accepted.

برخی از رویدادها غیرقابل اجتناب هستند و باید پذیرفته شوند.

unpreventable delays can occur in any project.

تاخیرات غیرقابل اجتناب می‌تواند در هر پروژه‌ای رخ دهد.

it’s important to adapt to unpreventable changes.

بسیار مهم است که با تغییرات غیرقابل اجتناب سازگار شوید.

we must learn to cope with unpreventable failures.

ما باید یاد بگیریم که چگونه با شکست‌های غیرقابل اجتناب کنار بیاییم.

unpreventable events can teach us valuable lessons.

رویدادهای غیرقابل اجتناب می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

sometimes, unpreventable outcomes lead to new opportunities.

گاهی اوقات، نتایج غیرقابل اجتنابی منجر به فرصت‌های جدید می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید