unquestionable

[ایالات متحده]/ʌnˈkwestʃənəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkwestʃənəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adj. بدون شک; قطعی; بی نقص.

جملات نمونه

He is a person of unquestionable principles.

او شخصیتی با اصول غیرقابل‌بحث است.

an unquestionable antique. counterfeit

یک عتیقه غیرقابل انکار. تقلبی

The witness showed unquestionable proof.

شهادت‌دهنده مدارک غیرقابل‌انکار را نشان داد.

The unquestionable leitmotiv of the current development of the nation could be summarized as a mechanical tabula rasa of the past.

لیت‌موتيفی که نمی‌توان آن را انکار کرد، از توسعهٔ حال حاضر کشور می‌توان به عنوان یک صفحهٔ پاک‌شدهٔ مکانیکی از گذشته خلاصه کرد.

The team's victory was unquestionable.

پیروزی تیم غیرقابل‌انکار بود.

Her talent is unquestionable.

استعداد او غیرقابل‌انکار است.

The evidence against him is unquestionable.

شواهد علیه او غیرقابل‌انکار است.

His dedication to his work is unquestionable.

تعهد او به کارش غیرقابل‌انکار است.

The company's success is unquestionable.

موفقیت شرکت غیرقابل‌انکار است.

His loyalty to his friends is unquestionable.

وفاداری او به دوستانش غیرقابل‌انکار است.

The importance of education is unquestionable.

اهمیت آموزش غیرقابل‌انکار است.

Her beauty is unquestionable.

زیبایی او غیرقابل‌انکار است.

The impact of climate change is unquestionable.

اثرات تغییرات آب و هوایی غیرقابل‌انکار است.

The team's commitment to excellence is unquestionable.

تعهد تیم به برتری غیرقابل‌انکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید