unrankable

[ایالات متحده]/ʌnˈræŋkəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈræŋkəbl/

ترجمه

adj. ناتوان در رتبه‌بندی یا ارزیابی شدن؛ ناتوان در قرار گرفتن در یک سیستم رتبه‌بندی

عبارات و ترکیب‌ها

unrankable data

داده‌های غیرقابل رتبه‌بندی

unrankable items

آیتم‌های غیرقابل رتبه‌بندی

deemed unrankable

به عنوان غیرقابل رتبه‌بندی شناخته شده

remain unrankable

باقی ماندن غیرقابل رتبه‌بندی

essentially unrankable

به طور اساسی غیرقابل رتبه‌بندی

completely unrankable

کاملاً غیرقابل رتبه‌بندی

virtually unrankable

به طور مجازاً غیرقابل رتبه‌بندی

practically unrankable

به طور عملی غیرقابل رتبه‌بندی

currently unrankable

در حال حاضر غیرقابل رتبه‌بندی

rendered unrankable

به عنوان غیرقابل رتبه‌بندی ارزیابی شده

جملات نمونه

the results of the beauty pageant are often considered unrankable because beauty is subjective.

نتایج مسابقات زیبایی اغلب به دلیل زیبایی بودن چیزی که ذهنی است، قابل رتبه‌بندی نمی‌شوند.

many philosophers argue that art is unrankable in terms of quality.

بیشتر فیلسوفان می‌گویند که هنر از نظر کیفیت قابل رتبه‌بندی نیست.

the children's drawings were deemed unrankable by the strict judge.

کشیده‌های کودکان توسط داور سخت‌گیر قابل رتبه‌بندی نشناخته شد.

some believe that love is unrankable against other emotions.

بعضی‌ها معتقدند که عشق در مقایسه با احساسات دیگر قابل رتبه‌بندی نیست.

the complexity of quantum physics makes it unrankable in difficulty levels.

پیچیدگی فیزیک کوانتومی آن را در سطوح دشواری قابل رتبه‌بندی نمی‌کند.

critics found the experimental film unrankable among traditional genres.

انتقادات پیدا کردند که فیلم تجربی در میان ژانرهای سنتی قابل رتبه‌بندی نیست.

personal preferences for music are often unrankable.

ترجیحات شخصی برای موسیقی اغلب قابل رتبه‌بندی نیست.

the professor claimed that certain philosophical questions are unrankable.

استاد ادعا کرد که برخی از سوالات فلسفی قابل رتبه‌بندی نیست.

due to different cultural values, moral rankings are unrankable across societies.

به دلیل ارزش‌های فرهنگی متفاوت، رتبه‌بندی‌های اخلاقی در بین جوامع قابل رتبه‌بندی نیست.

the judge refused to rank the entries, calling them unrankable.

داور از رتبه‌بندی ورودی‌ها پشیمان شد و آن‌ها را قابل رتبه‌بندی نامید.

taste in food remains unrankable according to scientific standards.

چشیدن غذا بر اساس استانداردهای علمی قابل رتبه‌بندی می‌ماند.

the novel's unconventional structure made it unrankable in literary categories.

ساختار غیرمعمول رمان آن را در دسته‌بندی‌های ادبی قابل رتبه‌بندی نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید