unrealistic

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪə'lɪstɪk/
[بریتانیا]/ˌʌnriə'lɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرواقعی یا غیرعملی

جملات نمونه

an unrealistic portrait

یک پرتره غیر واقعی

an unrealistic suggestion

یک پیشنهاد غیرواقعی

realistic and unrealistic notions on economy

مناظر واقع‌بینانه و غیرواقع‌بینانه در مورد اقتصاد

the futility of unrealistic ambitions

بی‌ثمر بودن جاه‌طلبی‌های غیرواقعی

it was unrealistic to expect changes to be made overnight.

انتظار تغییرات آنی غیرواقعی بود.

It is unrealistic to hope that all one's desires can be fulfilled.

امیدوار بودن به برآورده شدن تمام خواسته ها غیرواقعی است.

debt was pyramided on top of unrealistic debt in an orgy of speculation.

بدهی روی بدهی غیرواقعی انباشته شد در یک غرقگی در حدس و گمان.

It is unrealistic to presuppose a sophisticated knowledge of harmony and counterpoint in a beginning music student.

فرض کردن دانش پیشرفته هارمونی و کنترپانت در یک دانشجوی موسیقی مبتدی غیرواقعی است.

The intention by the local authority to build 2 000 new houses is unrealistic.

قصد شهرداری محلی برای ساخت 2000 خانه جدید غیرواقعی است.

We never cherish any unrealistic fancies about those desperate criminals.

ما هرگز تصورات غیرواقعی در مورد آن مجرمان درمانده را گرامی نمی داریم.

We shouldn't harbour any unrealistic notions about the talks on the so-called disarmament.

ما نباید هیچ گونه تصورات غیرواقعی در مورد مذاکرات مربوط به آنچه که خلع سلاح نامیده می شود، داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید